interviewed

[ایالات متحده]/ˈɪntəvjuːd/
[بریتانیا]/ˈɪntərvjuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل interview; با کسی برای پرسش دیدار یا ملاقات کردن; به طور خصوصی سوال پرسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

interviewed candidates

نامزدان را مصاحبه کرد

interviewed applicants

متقاضیان را مصاحبه کرد

interviewed employees

کارمندان را مصاحبه کرد

interviewed participants

شرکت‌کنندگان را مصاحبه کرد

interviewed experts

متخصصان را مصاحبه کرد

interviewed peers

همسالان را مصاحبه کرد

interviewed witnesses

شهود را مصاحبه کرد

interviewed team

تیم را مصاحبه کرد

interviewed leaders

رهبران را مصاحبه کرد

جملات نمونه

she interviewed several candidates for the job.

او چندین نامزد را برای شغل مورد مصاحبه قرار داد.

the journalist interviewed the celebrity about her new movie.

روزنامه‌نگار با بازیگر زن درباره فیلم جدیدش مصاحبه کرد.

he was interviewed on live television.

او در تلویزیون به طور زنده مورد مصاحبه قرار گرفت.

they interviewed the witnesses to gather more information.

آنها برای جمع‌آوری اطلاعات بیشتر با شاهدان مصاحبه کردند.

after being interviewed, she felt more confident.

پس از مصاحبه، او احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

the company interviewed potential employees last week.

شرکت هفته گذشته با کارمندان بالقوه مصاحبه کرد.

he has interviewed many experts in the field.

او با بسیاری از متخصصان در این زمینه مصاحبه کرده است.

she was interviewed for a position at the university.

او برای یک موقعیت در دانشگاه مورد مصاحبه قرار گرفت.

the documentary filmmaker interviewed locals for their stories.

فیلمساز مستند با مردم محلی برای داستان‌هایشان مصاحبه کرد.

they interviewed the coach after the game.

آنها پس از بازی با مربی مصاحبه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید