| جمع | capons |
capon dish
غذای کاپن
roast capon
کاپن کبابی
capon meat
گوشت کاپن
capon sauce
سس کاپن
capon stew
خورش کاپن
capon recipe
دستور غذای کاپن
capon flavor
طعم کاپن
capon breast
سینه کاپن
capon gravy
گراوی کاپن
capon feast
جشن کاپن
we decided to roast a capon for the holiday dinner.
ما تصمیم گرفتیم یک کاپون را برای شام تعطیلات بریان کنیم.
the chef recommended a capon dish for a special occasion.
سرآشپز یک غذای کاپون را برای یک مناسبت خاص توصیه کرد.
he raised capons on his farm for extra income.
او برای کسب درآمد بیشتر، کاپون ها را در مزرعه اش پرورش می داد.
we enjoyed a delicious capon stew last night.
ما شب گذشته از یک غذای کاپون خوشمزه لذت بردیم.
she learned how to prepare capon from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه کاپون را از مادربزرگش آماده کند.
capon is often served during festive celebrations.
کاپون اغلب در جشن های خاص سرو می شود.
buying a capon can be more expensive than regular chicken.
خریدن یک کاپون می تواند گران تر از مرغ معمولی باشد.
many people prefer capon for its tender meat.
بسیاری از مردم ترجیح می دهند گوشت لطیف آن را کاپون بخورند.
he won a prize for the best capon at the fair.
او جایزه بهترین کاپون را در نمایشگاه برد.
cooking a capon requires careful preparation and seasoning.
پختن یک کاپون نیاز به آماده سازی و چاشنی دقیق دارد.
capon dish
غذای کاپن
roast capon
کاپن کبابی
capon meat
گوشت کاپن
capon sauce
سس کاپن
capon stew
خورش کاپن
capon recipe
دستور غذای کاپن
capon flavor
طعم کاپن
capon breast
سینه کاپن
capon gravy
گراوی کاپن
capon feast
جشن کاپن
we decided to roast a capon for the holiday dinner.
ما تصمیم گرفتیم یک کاپون را برای شام تعطیلات بریان کنیم.
the chef recommended a capon dish for a special occasion.
سرآشپز یک غذای کاپون را برای یک مناسبت خاص توصیه کرد.
he raised capons on his farm for extra income.
او برای کسب درآمد بیشتر، کاپون ها را در مزرعه اش پرورش می داد.
we enjoyed a delicious capon stew last night.
ما شب گذشته از یک غذای کاپون خوشمزه لذت بردیم.
she learned how to prepare capon from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه کاپون را از مادربزرگش آماده کند.
capon is often served during festive celebrations.
کاپون اغلب در جشن های خاص سرو می شود.
buying a capon can be more expensive than regular chicken.
خریدن یک کاپون می تواند گران تر از مرغ معمولی باشد.
many people prefer capon for its tender meat.
بسیاری از مردم ترجیح می دهند گوشت لطیف آن را کاپون بخورند.
he won a prize for the best capon at the fair.
او جایزه بهترین کاپون را در نمایشگاه برد.
cooking a capon requires careful preparation and seasoning.
پختن یک کاپون نیاز به آماده سازی و چاشنی دقیق دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید