capons

[ایالات متحده]/ˈkæpənz/
[بریتانیا]/ˈkæpən z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خروس اخته شده، به ویژه یکی که برای خوردن چاق شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

roasted capons

مرغ کبابی

fried capons

مرغ سرخ شده

stuffed capons

مرغ پُر شده

capons recipe

دستورالعمل مرغ

capons dish

غذا با مرغ

capons market

بازار مرغ

capons farm

مرغداری

capons meat

گوشت مرغ

capons dinner

شام با مرغ

capons dishware

ظروف غذاخوری با مرغ

جملات نمونه

many chefs prefer capons for their rich flavor.

بسیاری از سرآشپزها ترجیح می‌دهند به دلیل طعم غنی خود، کاپون‌ها را انتخاب کنند.

capons are often served during festive occasions.

کاپون‌ها اغلب در مناسبت‌های جشن سرو می‌شوند.

he decided to raise capons for his farm business.

او تصمیم گرفت برای کسب و کار مزرعه‌اش کاپون پرورش کند.

capons are known for their tender meat.

کاپون‌ها به دلیل گوشت لطیف خود شناخته می‌شوند.

cooking capons requires special techniques.

پخت کاپون نیاز به تکنیک‌های خاصی دارد.

in some cultures, capons are a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، کاپون‌ها یک غذای خاص هستند.

he bought capons for the holiday feast.

او برای جشن تعطیلات کاپون خرید.

capons can be roasted or grilled for a delicious meal.

می‌توان کاپون‌ها را برای یک وعده غذایی خوشمزه کباب کرد یا گریل کرد.

farmers often raise capons for their unique taste.

کشاورزان اغلب کاپون‌ها را به دلیل طعم منحصر به فردشان پرورش می‌دهند.

capons are larger than regular chickens.

کاپون‌ها از مرغ‌های معمولی بزرگتر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید