cappelletti

[ایالات متحده]/kæpəlˈɛtti/
[بریتانیا]/kap-ə-ˈlet-tee/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلابی های کوچک ایتالیایی، معمولاً پر شده با پنیر و گوشت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cappelletti soup

سوپ کاپلتی

cappelletti dish

غذا کاپلتی

cappelletti filling

مواد پرکننده کاپلتی

cappelletti recipe

دستور تهیه کاپلتی

cappelletti sauce

سس کاپلتی

cappelletti pasta

پاستای کاپلتی

cappelletti salad

سالاد کاپلتی

cappelletti dinner

شام کاپلتی

cappelletti platter

سینی کاپلتی

cappelletti meal

وعده غذایی کاپلتی

جملات نمونه

i love to eat cappelletti with a rich sauce.

من عاشق خوردن کاپلتی با سس خوشمزه هستم.

she made cappelletti from scratch for dinner.

او کاپلتی را از ابتدا برای شام درست کرد.

we enjoyed cappelletti during our italian vacation.

ما از خوردن کاپلتی در طول تعطیلات ایتالیایی خود لذت بردیم.

cappelletti can be filled with various ingredients.

کاپلتی را می توان با مواد مختلف پر کرد.

my grandmother's recipe for cappelletti is the best.

دستور پدربزرگ من برای کاپلتی بهترین است.

they serve cappelletti at the new italian restaurant.

آنها کاپلتی را در رستوران جدید ایتالیایی سرو می کنند.

cappelletti is a traditional dish in some regions of italy.

کاپلتی یک غذای سنتی در برخی مناطق ایتالیا است.

pairing wine with cappelletti enhances the meal.

همراهی شراب با کاپلتی باعث بهبود غذا می شود.

making cappelletti requires skill and patience.

تهیه کاپلتی نیاز به مهارت و صبر دارد.

he prefers cappelletti over other types of pasta.

او ترجیح می دهد کاپلتی را بیشتر از سایر انواع پاستا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید