caprices

[ایالات متحده]/ˈkæprɪsiz/
[بریتانیا]/kaprɪˌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات ناگهانی و غیرقابل توجیه در خلق و خو یا رفتار؛ ایده‌ها یا خیال‌های عجیب و غریب؛ آثار تخیل و فانتزی

عبارات و ترکیب‌ها

whims and caprices

خوش‌گویی‌ها و ناكرداری‌ها

caprices of fate

ناكرداری‌های سرنوشت

caprices of nature

ناكرداری‌های طبیعت

caprices of fashion

ناكرداری‌های مد

caprices of time

ناكرداری‌های زمان

caprices of desire

ناكرداری‌های هوس

caprices of love

ناكرداری‌های عشق

caprices of luck

ناكرداری‌های شانس

جملات نمونه

her caprices often lead to unexpected adventures.

خودی‌نمایی‌های او اغلب منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره می‌شود.

he indulges her caprices without question.

او بدون هیچ سوالی، خودی‌نمایی‌های او را برآورده می‌کند.

the artist's caprices are reflected in his unique style.

خودی‌نمایی‌های هنرمند در سبک منحصر به فرد او منعکس می‌شود.

they learned to navigate her caprices with patience.

آنها یاد گرفتند با صبر و حوصله از پس خودی‌نمایی‌های او برآیند.

his caprices make it difficult to plan anything.

خودی‌نمایی‌های او برنامه‌ریزی هر کاری را دشوار می‌کند.

caprices can sometimes lead to creative breakthroughs.

خودی‌نمایی‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به پیشرفت‌های خلاقانه شوند.

she was known for her caprices in fashion choices.

او به خاطر خودی‌نمایی‌هایش در انتخاب لباس مشهور بود.

they often laughed at her whimsical caprices.

آنها اغلب در مورد خودی‌نمایی‌های عجیب و غریب او می‌خندیدند.

his caprices were a source of frustration for his friends.

خودی‌نمایی‌های او منبع ناامیدی برای دوستانش بود.

understanding her caprices took time and effort.

درک خودی‌نمایی‌های او زمان و تلاش زیادی لازم داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید