whims and caprices
خوشگوییها و ناكرداریها
caprices of fate
ناكرداریهای سرنوشت
caprices of nature
ناكرداریهای طبیعت
caprices of fashion
ناكرداریهای مد
caprices of time
ناكرداریهای زمان
caprices of desire
ناكرداریهای هوس
caprices of love
ناكرداریهای عشق
caprices of luck
ناكرداریهای شانس
her caprices often lead to unexpected adventures.
خودینماییهای او اغلب منجر به ماجراجوییهای غیرمنتظره میشود.
he indulges her caprices without question.
او بدون هیچ سوالی، خودینماییهای او را برآورده میکند.
the artist's caprices are reflected in his unique style.
خودینماییهای هنرمند در سبک منحصر به فرد او منعکس میشود.
they learned to navigate her caprices with patience.
آنها یاد گرفتند با صبر و حوصله از پس خودینماییهای او برآیند.
his caprices make it difficult to plan anything.
خودینماییهای او برنامهریزی هر کاری را دشوار میکند.
caprices can sometimes lead to creative breakthroughs.
خودینماییها گاهی اوقات میتوانند منجر به پیشرفتهای خلاقانه شوند.
she was known for her caprices in fashion choices.
او به خاطر خودینماییهایش در انتخاب لباس مشهور بود.
they often laughed at her whimsical caprices.
آنها اغلب در مورد خودینماییهای عجیب و غریب او میخندیدند.
his caprices were a source of frustration for his friends.
خودینماییهای او منبع ناامیدی برای دوستانش بود.
understanding her caprices took time and effort.
درک خودینماییهای او زمان و تلاش زیادی لازم داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید