capsaicinoid

[ایالات متحده]/ˌkæp.seɪ.ˈsaɪ.nɔɪd/
[بریتانیا]/ˌkæp.seɪ.ˈsaɪ.nɔɪd/

ترجمه

n. هر یک از گروهی از ترکیبات که مسئول تلخی گوجه فرنگی هستند.
adj. مربوط به یا شبیه به کاپسایسین.

جملات نمونه

english sentence

Persian_translation

the capsaicinoid content varies significantly among different pepper varieties.

میزان کپسیسینوئید بین انواع مختلف فلفل به طور قابل توجهی متفاوت است.

researchers analyzed the capsaicinoid concentration in the sample.

پژوهشگران میزان کپسیسینوئید در نمونه را تحلیل کردند.

the capsaicinoid compound triggers the heat sensation in humans.

مرکبات کپسیسینوئید حس گرمی را در انسان‌ها ایجاد می‌کنند.

high capsaicinoid levels contribute to the spicy flavor.

میزان بالای کپسیسینوئید به طعم گرم کمک می‌کند.

the capsaicinoid profile determines the pepper's heat intensity.

پروفایل کپسیسینوئید شدت گرمی فلفل را تعیین می‌کند.

scientists measured the capsaicinoid extraction efficiency.

دانشمندان کارایی استخراج کپسیسینوئید را اندازه گرفتند.

the capsaicinoid receptor plays a crucial role in pain perception.

گیرنده کپسیسینوئید در درک درد نقش حیاتی دارد.

different processing methods affect capsaicinoid stability.

روش‌های مختلف پردازش بر پایداری کپسیسینوئید تأثیر می‌گذارند.

the capsaicinoid potency can be quantified using hplc.

قدرت کپسیسینوئید می‌تواند با استفاده از HPLC کمی سنجیده شود.

genetic factors influence capsaicinoid biosynthesis in plants.

عوامل ژنتیکی بر سنتز کپسیسینوئید در گیاهان تأثیر می‌گذارند.

the capsaicinoid sensitivity varies among individuals.

حساسیت به کپسیسینوئید بین افراد متفاوت است.

capsaicinoid analysis requires specialized equipment.

تحلیل کپسیسینوئید نیاز به تجهیزات ویژه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید