pungency

[ایالات متحده]/'pʌndʒənsi/
[بریتانیا]/ˈpʌndʒənsɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوی تند و قوی یا طعم؛ کیفیت تند یا خشن بودن در گفتار یا نوشتار.

جملات نمونه

The pungency of the chili made her eyes water.

تیزی فلفل باعث شد چشمانش اشک برآید.

The dish lacked the pungency that was expected.

غذا فاقد تیزی مورد انتظار بود.

The chef adjusted the seasoning to enhance the pungency of the sauce.

سرآشپز ادویه را تنظیم کرد تا تیزی سس را افزایش دهد.

The pungency of the garlic added depth to the flavor of the soup.

تیزی سیر عمق بیشتری به طعم سوپ بخشید.

The pungency of the onion made her eyes tear up.

تیزی پیاز باعث شد چشمانش اشک برآید.

The curry had just the right amount of pungency.

کاري دقیقا مقدار مناسبی از تیزی داشت.

The pungency of the mustard gave the sandwich a kick.

تیزی خردل به ساندویچ طعم تند و تیز بخشید.

The salsa had a nice balance of sweetness and pungency.

سالسا تعادل خوبی بین شیرینی و تیزی داشت.

The pungency of the ginger livened up the stir-fry dish.

تیزی زنجبیل غذای سرخ شده را دلپذیرتر کرد.

The dish had a lingering pungency that left a spicy aftertaste.

غذا دارای تیزی ماندگاری بود که طعم تند و تیز پس از آن را به جا می‌گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید