carbonara

[ایالات متحده]/kɑːrˌboʊnˈærə/
[بریتانیا]/kär-bə-ˈnär-ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی غذا از ماکارونی که منشا آن ایتالیا است و معمولاً با اسپاگتی، تخم‌مرغ، گوشت خوک نمک‌سود و پنیر تهیه می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

spaghetti carbonara

اسپاگتی کاربونارا

carbonara sauce

سس کاربونارا

vegetarian carbonara

کاربونارای گیاهی

carbonara recipe

دستور کاربونارا

carbonara pasta

پاستای کاربونارا

creamy carbonara

کاربونارای خامه‌ای

carbonara dish

غذا یا خوراک کاربونارا

classic carbonara

کاربونارای کلاسیک

carbonara ingredients

مواد لازم برای کاربونارا

carbonara flavor

طعم کاربونارا

جملات نمونه

i love to make carbonara for dinner.

من عاشق درست کردن کربنارا برای شام هستم.

carbonara is my favorite pasta dish.

کربنارا مورد علاقه من است.

she added extra cheese to her carbonara.

او پنیر اضافی به کربنارا خود اضافه کرد.

we enjoyed a delicious carbonara at the restaurant.

ما از خوردن یک کربنارای خوشمزه در رستوران لذت بردیم.

carbonara is best served with fresh parsley.

کربنارا بهتر است با جعفری تازه سرو شود.

he learned how to cook carbonara from his grandmother.

او یاد گرفت که کربنارا را از مادربزرگش درست کند.

we decided to try a vegetarian version of carbonara.

ما تصمیم گرفتیم یک نسخه گیاهی کربنارا را امتحان کنیم.

carbonara can be made with bacon or pancetta.

کربنارا را می توان با گوشت خوک یا پانستتا درست کرد.

she prefers her carbonara with a creamy sauce.

او ترجیح می دهد کربنارای خود را با سس خامه‌ای بخورد.

after a long day, a bowl of carbonara is perfect.

بعد از یک روز طولانی، یک کاسه کربنارا عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید