| قسمت سوم فعل | carburetted |
| زمان گذشته | carburetted |
| شکل سوم شخص مفرد | carburets |
| صفت یا فعل حال استمراری | carburetting |
carburet engine
موتور کاربراتور
carburet system
سیستم کاربراتور
carburet tuning
تنظیم کاربراتور
carburet adjustment
تنظیم کاربراتور
carburet cleaner
پاککننده کاربراتور
carburet performance
عملکرد کاربراتور
carburet design
طراحی کاربراتور
carburet parts
قطعات کاربراتور
carburet failure
خرابی کاربراتور
carburet function
عملکرد کاربراتور
the mechanic decided to carburet the engine for better performance.
مکانیک تصمیم گرفت موتور را برای افزایش عملکرد بهتر تنظیم کند.
he learned how to carburet a small engine in his workshop.
او یاد گرفت که چگونه یک موتور کوچک را در کارگاه خود تنظیم کند.
carbureting is essential for optimizing fuel efficiency.
تنظیم کاربراتور برای بهینهسازی راندمان سوخت ضروری است.
after carbureting the vehicle, it ran much smoother.
پس از تنظیم کاربراتور خودرو، روانتر کار میکرد.
to carburet effectively, you need to understand the engine's requirements.
برای تنظیم موثر کاربراتور، باید الزامات موتور را درک کنید.
they decided to carburet the lawnmower for easier starting.
آنها تصمیم گرفتند چمن زن را برای شروع آسانتر تنظیم کنند.
proper carbureting can greatly improve the vehicle's acceleration.
تنظیم مناسب کاربراتور میتواند به طور قابل توجهی شتاب خودرو را بهبود بخشد.
he has a knack for carbureting different types of engines.
او در تنظیم انواع مختلف موتورها استعداد دارد.
before the race, he needed to carburet his car for maximum speed.
قبل از مسابقه، او نیاز داشت تا ماشین خود را برای حداکثر سرعت تنظیم کند.
carburet the gas mixture to achieve the best combustion.
برای دستیابی به بهترین احتراق، مخلوط سوخت را تنظیم کنید.
carburet engine
موتور کاربراتور
carburet system
سیستم کاربراتور
carburet tuning
تنظیم کاربراتور
carburet adjustment
تنظیم کاربراتور
carburet cleaner
پاککننده کاربراتور
carburet performance
عملکرد کاربراتور
carburet design
طراحی کاربراتور
carburet parts
قطعات کاربراتور
carburet failure
خرابی کاربراتور
carburet function
عملکرد کاربراتور
the mechanic decided to carburet the engine for better performance.
مکانیک تصمیم گرفت موتور را برای افزایش عملکرد بهتر تنظیم کند.
he learned how to carburet a small engine in his workshop.
او یاد گرفت که چگونه یک موتور کوچک را در کارگاه خود تنظیم کند.
carbureting is essential for optimizing fuel efficiency.
تنظیم کاربراتور برای بهینهسازی راندمان سوخت ضروری است.
after carbureting the vehicle, it ran much smoother.
پس از تنظیم کاربراتور خودرو، روانتر کار میکرد.
to carburet effectively, you need to understand the engine's requirements.
برای تنظیم موثر کاربراتور، باید الزامات موتور را درک کنید.
they decided to carburet the lawnmower for easier starting.
آنها تصمیم گرفتند چمن زن را برای شروع آسانتر تنظیم کنند.
proper carbureting can greatly improve the vehicle's acceleration.
تنظیم مناسب کاربراتور میتواند به طور قابل توجهی شتاب خودرو را بهبود بخشد.
he has a knack for carbureting different types of engines.
او در تنظیم انواع مختلف موتورها استعداد دارد.
before the race, he needed to carburet his car for maximum speed.
قبل از مسابقه، او نیاز داشت تا ماشین خود را برای حداکثر سرعت تنظیم کند.
carburet the gas mixture to achieve the best combustion.
برای دستیابی به بهترین احتراق، مخلوط سوخت را تنظیم کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید