cardcastle

[ایالات متحده]/ˈkɑːdkæstəl/
[بریتانیا]/ˈkɑːrdˌkæstəl/

ترجمه

n. سازه‌ای ساخته شده از کارت‌ها که احتمالاً سقوط می‌کند؛ یک طرح یا نقشه که شکننده است و حتماً شکست خواهد خورد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cardcastle game

بازی قلعه کارت

cardcastle strategy

استراتژی قلعه کارت

cardcastle deck

دست کارت قلعه

cardcastle battle

نبرد قلعه کارت

cardcastle tournament

تورنمنت قلعه کارت

cardcastle rules

قوانین قلعه کارت

cardcastle challenge

چالش قلعه کارت

cardcastle arena

آرنای قلعه کارت

cardcastle player

بازیکن قلعه کارت

cardcastle expansion

گسترش قلعه کارت

جملات نمونه

he built a magnificent cardcastle for the competition.

او یک قلعه کارت باشکوه برای مسابقه ساخت.

the children played happily around the cardcastle.

کودکان با خوشحالی در اطراف قلعه کارت بازی کردند.

she carefully placed the last card on the cardcastle.

او آخرین کارت را با دقت روی قلعه کارت قرار داد.

after hours of work, the cardcastle finally stood tall.

پس از ساعت‌ها کار، قلعه کارت بالاخره سر بلند شد.

he was proud of his record-breaking cardcastle.

او به خاطر قلعه کارت رکوردشکن خود افتخار می‌کرد.

the cardcastle collapsed with a single touch.

قلعه کارت با یک لمس فرو ریخت.

building a cardcastle requires patience and skill.

ساختن یک قلعه کارت نیاز به صبر و مهارت دارد.

they held a contest to see who could build the tallest cardcastle.

آنها مسابقه‌ای برگزار کردند تا ببینند چه کسی می‌تواند بلندترین قلعه کارت را بسازد.

her cardcastle design was both creative and intricate.

طراحی قلعه کارت او هم خلاقانه و هم پیچیده بود.

the cardcastle was a centerpiece at the party.

قلعه کارت در مهمانی یک نقطه کانونی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید