cardizem

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdɪzɛm/
[بریتانیا]/ˈkɑːrdɪzɛm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داروی مسدود کننده کانال کلسیم (دیلتیازم) که برای درمان نارسایی قلبی و فشار خون بالا استفاده می شود.
شکل‌های واژه
جمعcardizems

عبارات و ترکیب‌ها

cardizem dosage

دوز کاردیز姆

taking cardizem

مصرف کاردیز姆

cardizem medication

داروی کاردیز姆

cardizem patient

بیمار کاردیز姆

prescribe cardizem

توصیه داروی کاردیز姆

cardizem treatment

درمان با کاردیز姆

cardizem therapy

درمان با کاردیز姆

on cardizem

در حال مصرف کاردیز姆

cardizem prescription

پیشنهاد داروی کاردیز姆

cardizem daily

مصرف روزانه کاردیز姆

جملات نمونه

the doctor decided to administer cardizem to lower the patient's heart rate.

پزشک تصمیم گرفت تا کاردیز姆 را تجویز کند تا نرخ قلب بیمار را کاهش دهد.

cardizem is commonly prescribed for the management of chronic stable angina.

کاردیز姆 معمولاً برای مدیریت آنجین قلبی مزمن و پایدار تجویز می‌شود.

intravenous cardizem was given to treat the episode of paroxysmal supraventricular tachycardia.

کاردیز姆 به صورت داخل وریدی برای درمان نوبتی از تахیکاردی فوق نایтрیک تجویز شد.

cardizem cd is an extended-release formulation used to treat hypertension.

کاردیز姆 CD یک فرمولاسیون آزاد شده کشیده است که برای درمان فشار خون بالا استفاده می‌شود.

patients taking cardizem should avoid consuming grapefruit juice.

بیمارانی که کاردیز姆 می‌گیرند باید از مصرف عصاره گوجه‌فرنگی خودداری کنند.

common side effects of cardizem include headache and dizziness.

عوارض جانبی رایج کاردیز姆 شامل سردرد و گیجی است.

do not stop taking cardizem without consulting your healthcare provider.

بدون مشورت با پزشک یا مراقبت‌کننده بهداشتی خود، کاردیز姆 را متوقف نکنید.

the nurse monitored the patient's blood pressure after injecting cardizem.

پرستار فشار خون بیمار را پس از تزریق کاردیز姆 نظارت می‌کرد.

cardizem works by relaxing blood vessels to improve blood flow.

کاردیز姆 با آرام کردن عروق خونی جریان خون را بهبود می‌بخشد.

atrial fibrillation is often managed with cardizem to control ventricular rate.

fibrilاسیون جذعی معمولاً با کاردیز姆 مدیریت می‌شود تا نرخ نایتریک را کنترل کند.

the physician increased the cardizem dosage to better control the angina symptoms.

پزشک دوز کاردیز姆 را افزایش داد تا علائم آنجین را بهتر کنترل کند.

drug interactions may occur if cardizem is taken with simvastatin.

اگر کاردیز姆 با سیمولوستاتین مصرف شود، تعاملات دارویی ممکن است رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید