cardoon

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdʊn/
[بریتانیا]/kär-doon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی بزرگ شبیه به کنگر با ساقه‌ها و برگ‌های خوراکی؛ نوعی آرتیشوک تیغ‌دار.
Word Forms
جمعcardoons

عبارات و ترکیب‌ها

cardoon salad

سالاد کرفس

cardoon dish

غذا با کرفس

cardoon recipe

دستور کار با کرفس

cardoon soup

سوپ کرفس

cardoon stew

خورش کرفس

cardoon puree

پوره کرفس

cardoon fries

سیب زمینی سرخ کرده کرفس

cardoon risotto

ریسوتو کرفس

cardoon chips

چیپس کرفس

cardoon tart

تارت کرفس

جملات نمونه

cardoon is often used in mediterranean cuisine.

کاردون اغلب در آشپزی مدیترانه ای استفاده می شود.

many people enjoy the unique flavor of cardoon.

بسیاری از مردم از طعم منحصر به فرد کاردون لذت می برند.

you can find cardoon in local farmers' markets.

می توانید کاردون را در بازارهای محلی کشاورزان پیدا کنید.

cardoon can be prepared in various ways.

کاردون را می توان به روش های مختلف تهیه کرد.

some recipes highlight the tenderness of cardoon.

برخی از دستور العمل ها لطافت کاردون را برجسته می کنند.

cardoon is a great addition to vegetable dishes.

کاردون یک افزودنی عالی به غذاهای گیاهی است.

in italy, cardoon is often stuffed and baked.

در ایتالیا، کاردون اغلب پر شده و پخته می شود.

cardoon can be used to make a delicious soup.

می توانید از کاردون برای تهیه سوپ خوشمزه ای استفاده کنید.

people often confuse cardoon with artichoke.

مردم اغلب کاردون را با کرفس خنده دار اشتباه می گیرند.

cardoon is rich in vitamins and minerals.

کاردون سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید