carfare

[ایالات متحده]/ˈkɑːrfɛər/
[بریتانیا]/ˈkɑːrˌfɛər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزینه یک سفر با حمل و نقل عمومی، مانند اتوبوس یا مترو؛ هزینه سفر با خودرو.
Word Forms
جمعcarfares

عبارات و ترکیب‌ها

pay carfare

پرداخت هزینه تاکسی

increase carfare

افزایش هزینه تاکسی

carfare refund

برگرداندن هزینه تاکسی

carfare discount

تخفیف هزینه تاکسی

carfare rates

نرخ هزینه تاکسی

afford carfare

پرداخت هزینه تاکسی را متقبل شدن

calculate carfare

محاسبه هزینه تاکسی

carfare prices

قیمت هزینه تاکسی

carfare policy

سیاست هزینه تاکسی

carfare assistance

کمک هزینه تاکسی

جملات نمونه

i need to save money for my carfare this month.

من باید این ماه برای هزینه رفت و برگشت ماشینم پس انداز کنم.

the carfare to the city is quite expensive.

هزینه رفت و برگشت به شهر بسیار زیاد است.

can you lend me some money for my carfare?

می‌توانی مقداری پول برای هزینه رفت و برگشت ماشینم به من قرض بدهی؟

she always keeps her carfare in a special pocket.

او همیشه هزینه رفت و برگشت ماشینش را در یک جیب مخصوص نگه می‌دارد.

he forgot to bring enough carfare for the trip.

او فراموش کرد که هزینه رفت و برگشت کافی برای سفر بیاورد.

they raised the carfare again, making it harder for commuters.

آنها دوباره هزینه رفت و برگشت را افزایش دادند و رفت و آمد برای مسافران را دشوارتر کردند.

make sure you have your carfare ready before you leave.

مطمئن شوید قبل از رفتن هزینه رفت و برگشت خود را آماده داشته باشید.

the carfare includes both bus and train rides.

هزینه رفت و برگشت شامل هر دو سفر با اتوبوس و قطار است.

she always complains about the rising carfare.

او همیشه در مورد افزایش هزینه رفت و برگشت شکایت می‌کند.

he calculated his carfare for the week ahead.

او هزینه رفت و برگشت خود را برای هفته آینده محاسبه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید