carking

[ایالات متحده]/ˈkɑːr.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːrkɪŋ/

ترجمه

adj. به شدت آزاردهنده یا تحریک‌کننده
v. آزار دادن یا تحریک کردن (فرم gerund cark)

عبارات و ترکیب‌ها

carking worry

نگرانی مداوم

carking pain

درد مداوم

carking doubt

شک مداوم

carking fear

ترس مداوم

carking stress

استرس مداوم

carking guilt

عذاب وجدان مداوم

carking anxiety

اضطراب مداوم

carking burden

بار سنگین مداوم

carking challenge

چالش مداوم

carking responsibility

مسئولیت مداوم

جملات نمونه

his carking worries kept him awake at night.

نگرانی‌های مداوم او باعث می‌شد شب‌ها نمی‌توانست بخوابد.

the carking demands of the job were overwhelming.

الزامات طاقت‌فرسا و مداوم شغل، طاقت‌فرسا بود.

she felt carking guilt after missing the deadline.

پس از از دست دادن مهلت مقرر، او احساس گناه مداوم کرد.

his carking thoughts about the future haunted him.

نگرانی‌های مداوم او در مورد آینده او را آزار می‌داد.

the carking noise from the construction site was unbearable.

صدای آزاردهنده و مداوم از محل ساخت و ساز طاقت‌فرسا بود.

she tried to ignore the carking pain in her back.

او سعی کرد درد مداوم در کمرش را نادیده بگیرد.

his carking responsibilities made it hard to relax.

مسئولیت‌های مداوم او باعث می‌شد استراحت کردن برایش سخت باشد.

the carking feeling of uncertainty lingered in the air.

احساس ناامنی مداوم در هوا باقی ماند.

she expressed her carking fears to her therapist.

او ترس‌های مداوم خود را با درمانگر خود در میان گذاشت.

the carking pressure to succeed can be debilitating.

فشار مداوم برای موفقیت می‌تواند ناتوان‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید