pestering

[ایالات متحده]/ˈpɛstərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɛstərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را نگران یا عصبانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pestering me

آزار دادن من

pestering you

آزار دادن شما

pestering friends

آزار دادن دوستان

pestering children

آزار دادن کودکان

pestering coworkers

آزار دادن همکاران

pestering me again

باز هم آزار دادن من

pestering my family

آزار دادن خانواده من

stop pestering

آزار دادن را متوقف کنید

pestering for attention

آزار دادن برای جلب توجه

pestering all day

آزار دادن تمام روز

جملات نمونه

she kept pestering me for a new phone.

او مدام برای یک تلفن جدید از من می‌خواست.

stop pestering your brother about his homework.

لطفاً برادرتان را در مورد تکالیفش آزار ندهید.

the children were pestering their parents for ice cream.

بچه‌ها برای بستنی والدین خود را آزار می‌دادند.

he was pestering her with endless questions.

او با سوالات بی‌پایان او را آزار می‌داد.

my colleague keeps pestering me for help with his project.

همکارم مدام از من برای کمک در مورد پروژه اش می‌خواهد.

she was pestering her friend to go out for dinner.

او دوستش را برای بیرون رفتن به شام آزار می‌داد.

they were pestering the manager for a better deal.

آنها مدیر را برای یک معامله بهتر آزار می‌دادند.

he felt like he was pestering his boss with too many emails.

او احساس می‌کرد که با ارسال ایمیل زیاد، رئیس خود را آزار می‌دهد.

she found it annoying when her kids kept pestering her.

وقتی بچه‌هایش مدام او را آزار می‌دادند، او این موضوع را آزاردهنده می‌یافت.

he apologized for pestering her about the details.

او برای آزار دادن او در مورد جزئیات عذرخواهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید