carmelites

[ایالات متحده]/'kɑrml,aɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از یک گروه مذهبی کاتولیک رومی از برادران که در قرن 12 در کوه کارمل تأسیس شد
adj. مربوط به گروه کارملیتی

عبارات و ترکیب‌ها

Carmelite order

امر جماعت کارمل

Carmelite monastery

صومعه کارمل

Carmelite nun

راهبه کارمل

carmelite order

امر جماعت کارمل

carmelite sisters

خواهران کارمل

carmelite monastery

صومعه کارمل

carmelite spirituality

روحانیت کارمل

carmelite community

جامعه کارمل

carmelite saints

شهیدان کارمل

carmelite devotion

عشق کارمل

carmelite tradition

آداب و رسوم کارمل

carmelite prayer

نماز کارمل

carmelite heritage

میراث کارمل

جملات نمونه

the carmelite order has a rich history.

ترتیب کارملیت دارای تاریخچه غنی است.

carmelite spirituality emphasizes contemplation.

روحانیت کارملیت بر تفکر تأکید دارد.

she joined the carmelite community last year.

او سال گذشته به جامعه کارملیت پیوست.

carmelite nuns often engage in prayer and meditation.

راهبه‌های کارملیت اغلب در دعا و مراقبه شرکت می‌کنند.

the carmelite convent is known for its tranquility.

صومعه کارملیت به خاطر آرامش خود مشهور است.

many people seek guidance from carmelite saints.

بسیاری از مردم به دنبال راهنمایی از راهنمایان کارملیت هستند.

the carmelite tradition includes a deep commitment to service.

آداب و رسوم کارملیت شامل تعهد عمیق به خدمت است.

carmelite retreats provide a space for reflection.

دوره‌های کارملیت فضایی برای تفکر فراهم می‌کنند.

she felt a calling to the carmelite way of life.

او احساس کرد که به سبک زندگی کارملیت فراخوانده شده است.

carmelite teachings focus on the love of god.

آموزه‌های کارملیت بر عشق به خدا تمرکز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید