carnality

[ایالات متحده]/kɑː'nælɪtɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواسته‌های فیزیکی

جملات نمونه

Rodin's depiction insists on the carnality of love.So do Hogarth's paired paintings Before and After.

تصویرسازی رادین بر جنبه مادی عشق تاکید دارد. نقاشی های جفت هوگارث به نام های «قبل» و «بعد» نیز همینطور.

and then I carry rise her chin ,carnality laugh one sound "wa hahahah,tonight you be able to me bitter end have how intrepidity!"

و سپس من بالا می برم چانه‌اش، خنده جنسیتی یک صدا "وا ههههه، امشب شما قادر به من چگونه پایان تلخ خواهید بود!"

The novel explores the theme of carnality and desire.

رمان مضراب جنسی و هوس را بررسی می کند.

His poems often depict the raw carnality of human nature.

اشعار او اغلب جنبه مادی خام طبیعت انسان را به تصویر می کشند.

The movie portrayed the characters' carnality in a realistic way.

فیلم جنسی بودن شخصیت ها را به روشی واقع گرایانه به تصویر کشید.

She was drawn to his raw carnality.

او به جنبه مادی خام او جذب شد.

The book delves into the complexities of carnality and spirituality.

کتاب به پیچیدگی های جنسی و معنویت می پردازد.

The artist's paintings often capture the sensuality and carnality of his subjects.

نقاشی های هنرمند اغلب حس و حال و جنبه مادی موضوعات او را به تصویر می کشند.

The play explores the dark side of carnality.

نمایش جنبه تاریک جنسی را بررسی می کند.

The protagonist struggles with the conflict between carnality and morality.

شخصیت اصلی با تضاد بین جنسی و اخلاق دست و پنجه نرم می کند.

The novel's characters are driven by their carnality.

شخصیت های رمان توسط جنسی بودن خود هدایت می شوند.

The film portrays the destructive nature of unchecked carnality.

فیلم ماهیت مخرب جنسی بدون کنترل را به تصویر می کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید