carpetbagger

[ایالات متحده]/ˈkɑːpɪtˌbæɡə(r)/
[بریتانیا]/ˈkɑːrpɪtˌbæɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نفر از آمریکای شمالی که پس از جنگ داخلی به جنوب رفت تا از شرایط ناپایدار بهره‌برداری کند؛ یک خارجی فرصت‌طلب که به یک منطقه جدید مهاجرت می‌کند تا قدرت سیاسی یا پیشرفت شخصی را به دست آورد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

political carpetbagger

سیاستمدار کیف‌پر

called a carpetbagger

به عنوان یک کیف‌پر معرفی شد

carpetbagger candidate

نامزد کیف‌پر

the carpetbagger myth

میف‌کیف‌پر

labeled a carpetbagger

به عنوان یک کیف‌پر برچسب خورده است

carpetbagger politician

سیاستمدار کیف‌پر

postwar carpetbaggers

کیف‌پرها پس از جنگ

northern carpetbaggers

کیف‌پرها شمالی

carpetbagger stigma

ناموس کیف‌پر

جملات نمونه

many southerners resented the carpetbagger government that imposed new taxes during reconstruction.

بیشتر جنوبی‌ها به دولت کارتن‌بیگر که در دوره بازسازی مالیات جدیدی اعمال کرد، ناراحت بودند.

local voters dismissed the candidate as a carpetbagger who had no genuine ties to the community.

این نامزد را انتخاب‌کنندگان محلی به عنوان یک کارتن‌بیگر که هیچ ارتباط واقعی‌ای با جامعه نداشت، رد کردند.

the term carpetbagger became synonymous with political opportunism in american history.

واژه کارتن‌بیگر در تاریخ آمریکا به معنای فرصت‌طلبی سیاسی شد.

critics claimed the new governor was nothing but a carpetbagger seeking to advance his career.

انتقادات می‌کردند که رئیس جدید را هیچ چیز دیگری جز یک کارتن‌بیگر که به دنبال پیشبرد کاری خود بود، نمی‌توانست.

the carpetbagger phenomenon highlighted the deep cultural divide between north and south after the civil war.

پدیده کارتن‌بیگر در جنگ سیvil بعد از آن، تفاوت فرهنگی عمیق بین شمال و جنوب را نشان داد.

historian scholars debate whether the carpetbagger era brought necessary reforms or simply deepened divisions.

دانشمندان تاریخ در مورد اینکه دوره کارتن‌بیگر اصلاحات ضروری را به همراه آورد یا فقط تفکک را بیشتر کرد، مباحثه می‌کنند.

some carpetbaggers genuinely wanted to help rebuild the south, while others only sought wealth and power.

برخی از کارتن‌بیگرها واقعاً می‌خواستند جنوب را بازسازی کنند، در حالی که دیگران فقط به دنبال ثروت و قدرت بودند.

the carpetbagger regime was widely perceived as corrupt and incompetent.

نظام کارتن‌بیگر به طور گسترده به عنوان فسادخور و ناتوان درک شد.

carpetbagger politics during reconstruction often prioritized northern interests over southern needs.

سیاست‌های کارتن‌بیگر در دوره بازسازی اغلب اولویت منافع شمال را بر نیازهای جنوب قرار می‌داد.

the carpetbagger mentality was characterized by a willingness to profit from others' misfortune.

ذهنیت کارتن‌بیگر با تمایلی برای سودبرداری از ناکامی دیگران مشخص می‌شد.

local leaders organized resistance against carpetbagger rule throughout the reconstruction period.

رهبران محلی در طول دوره بازسازی، مقاومت علیه حکومت کارتن‌بیگر را سازماندهی کردند.

southern newspapers frequently criticized carpetbaggers for taking advantage of the war-torn region.

روزنامه‌های جنوبی به طور مکرر از کارتن‌بیگرها به خاطر استفاده از منطقه‌ای که به دلیل جنگ آسیب دیده بود، انتقاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید