caruncles

[ایالات متحده]/ˈkɑːrŋkəl/
[بریتانیا]/ˈkɑːrnəkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رشد گوشتی کوچک، به ویژه بر روی پلک یا در بینی.; در گیاه‌شناسی، کارونکل یک برآمدگی کوچک بر روی پوشش دانه است.

عبارات و ترکیب‌ها

caruncle growth

رشد کارونکل

caruncle inflammation

التهاب کارونکل

caruncle removal

برداشتن کارونکل

caruncle examination

معاینه کارونکل

caruncle structure

ساختار کارونکل

caruncle condition

وضعیت کارونکل

caruncle biopsy

بیوپسی کارونکل

caruncle swelling

تورم کارونکل

caruncle tissue

بافت کارونکل

caruncle assessment

ارزیابی کارونکل

جملات نمونه

the caruncle is an important part of the eye anatomy.

caruncle بخشی مهم از ساختار چشم است.

doctors often examine the caruncle during eye check-ups.

پزشکان اغلب کارونکول را در طول معاینات چشم بررسی می کنند.

in some species, the caruncle can be brightly colored.

در برخی گونه ها، کارونکول می تواند رنگارنگ باشد.

the caruncle can become inflamed due to infection.

به دلیل عفونت، کارونکول ممکن است ملتهب شود.

she noticed a small growth on her caruncle.

او متوجه یک رشد کوچک در کارونکول خود شد.

understanding the function of the caruncle is essential for eye health.

درک عملکرد کارونکول برای سلامت چشم ضروری است.

the caruncle helps in tear drainage from the eye.

کارونکول به تخلیه اشک از چشم کمک می کند.

some birds have a prominent caruncle that aids in mating displays.

برخی از پرندگان دارای یک کارونکول برجسته هستند که به نمایش جفت گیری کمک می کند.

she learned about the caruncle in her biology class.

او در کلاس زیست شناسی خود در مورد کارونکول یاد گرفت.

in reptiles, the caruncle can serve various functions.

در خزندگان، کارونکول می تواند عملکردهای مختلفی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید