chimes

[ایالات متحده]/ʧaɪmz/
[بریتانیا]/ʧaɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید صداهای هماهنگ (شخص سوم مفرد از chime)؛ اعلام زمان؛ قطع مکالمه؛ هماهنگ کردن؛ زنگ زدن؛ به صدا درآوردن زنگ برای اعلام زمان (شخص سوم مفرد از chime)
n. کاریلون؛ زنگ؛ هماهنگی (جمع chime)

عبارات و ترکیب‌ها

church chimes

زنگ‌های کلیسا

wind chimes

زنگ‌های بادی

door chimes

زنگ در

chimes ring

زنگ‌ها به صدا درآمدن

chimes sound

صدای زنگ‌ها

chimes echo

بازتاب زنگ‌ها

chimes play

اجرای زنگ‌ها

chimes toll

بوق زنگ‌ها

chimes chime

زنگ‌ها زنگ می‌زنند

chimes melody

آهنگ زنگ‌ها

جملات نمونه

the church bells chime every hour.

گوشه‌های کلیسا هر ساعت به صدا در می‌آیند.

she loves the sound of wind chimes on her porch.

او صدای زنگوله‌های بادی روی ایوانش را دوست دارد.

the chimes of the clock reminded him of his childhood.

صدای زنگ ساعت او را به دوران کودکی‌اش یادآوری می‌کرد.

as the evening fell, the chimes filled the air.

همانطور که شب فرا می‌رسید، صدای زنگ‌ها هوا را پر می‌کرد.

they could hear the chimes from the nearby church.

آنها می‌توانستند صدای زنگ‌ها را از کلیسای نزدیک بشنوند.

the gentle chimes created a peaceful atmosphere.

صدای زنگ‌های ملایم فضایی آرام ایجاد کرد.

the chimes signaled the start of the ceremony.

صدای زنگ‌ها شروع مراسم را نشان داد.

he hung chimes in the garden to attract good luck.

او زنگوله را در باغ آویزان کرد تا خوش شانسی را به خود جذب کند.

the melodic chimes echoed through the valley.

صدای زنگ‌های آهنگین در دره طنین انداز شد.

she listened to the chimes while sipping her tea.

او در حالی که چای می‌نوشید به صدای زنگ‌ها گوش می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید