casenotes

[ایالات متحده]//ˈkeɪsˌnəʊts//
[بریتانیا]//ˈkeɪsˌnoʊts//

ترجمه

n. یادداشت‌های پرونده؛ نظرات پرونده

جملات نمونه

the solicitor reviewed the casenotes before the consultation.

دادستان قبل از مشاوره یادداشت‌های پرونده را مرور کرد.

she was responsible for updating the casenotes after every meeting.

او مسئول به‌روزرسانی یادداشت‌های پرونده پس از هر جلسه بود.

accurate casenotes are essential for future legal reference.

یادداشت‌های دقیق پرونده برای ارجاع قانونی آینده ضروری است.

the court requested the original casenotes as evidence.

دیوان یادداشت‌های اصلی پرونده را به عنوان شهادت درخواست کرد.

please ensure all casenotes are saved in the central database.

لطفاً مطمئن شوید که تمام یادداشت‌های پرونده در پایگاه داده مرکزی ذخیره شده‌اند.

he dictated his casenotes to his assistant at the end of the day.

او یادداشت‌های پرونده خود را در پایان روز به کمک‌کار خود دiktات کرد.

the student read the professor's casenotes to prepare for the exam.

دانشجو یادداشت‌های پرونده استاد را برای آمادگی برای امتحان خواند.

access to confidential casenotes is restricted to senior partners.

دسترسی به یادداشت‌های پرونده محرمانه به شرکای بالاتر محدود است.

the lawyer cited specific details found in the historical casenotes.

دادگستر اطلاعات خاصی را که در یادداشت‌های تاریخی پرونده یافت شد، ذکر کرد.

you should organize your casenotes chronologically for better clarity.

شما باید یادداشت‌های پرونده خود را به ترتیب زمانی سازماندهی کنید تا روشن‌تر شود.

the clinic provides a template for writing patient casenotes.

کلینیک یک الگو برای نوشتن یادداشت‌های پرونده بیمار ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید