cashiered

[ایالات متحده]/ˈkæʃɪərd/
[بریتانیا]/ˈkæʃɪrɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک افسر را از خدمت برکنار کردن، به ویژه توسط یک دادگاه نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

cashiered officer

خارج از خدمت افسر

cashiered soldier

خارج از خدمت سرباز

cashiered employee

خارج از خدمت کارمند

cashiered from duty

از انجام وظیفه اخراج شد

cashiered for misconduct

به دلیل سوء رفتار اخراج شد

cashiered without notice

بدون اطلاع اخراج شد

cashiered from service

از خدمت اخراج شد

cashiered for insubordination

به دلیل نافرمانی اخراج شد

cashiered after review

پس از بررسی اخراج شد

جملات نمونه

the officer was cashiered for misconduct.

سرهنگ به دلیل سوء رفتار از خدمت اخراج شد.

after the scandal, he was cashiered from the service.

پس از رسوایی، او از خدمت اخراج شد.

she felt devastated when she was cashiered unexpectedly.

وقتی به طور غیرمنتظره اخراج شد، او احساس ویرانی کرد.

the general was cashiered after the failed mission.

ژنرال پس از مأموریت شکست‌خورده اخراج شد.

being cashiered can have serious consequences on one's career.

اخراج می‌تواند عواقب جدی بر روی شغل یک فرد داشته باشد.

he was cashiered for failing to follow orders.

او به دلیل عدم پیروی از دستورات اخراج شد.

many soldiers fear being cashiered for minor infractions.

بسیاری از سربازان از اخراج به دلیل تخلفات جزئی می‌ترسند.

after the investigation, several officers were cashiered.

پس از تحقیقات، چندین افسر اخراج شدند.

he was cashiered, but he plans to appeal the decision.

او اخراج شد، اما قصد دارد به این تصمیم اعتراض کند.

the decision to cashier him was met with public outcry.

تصمیم اخراج او با اعتراضات عمومی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید