cassations

[ایالات متحده]/kæsˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkæsəˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام برعکس کردن یا لغو یک تصمیم قانونی، به ویژه توسط یک دادگاه بالاتر؛ حالت لغو یا برعکس شده.

عبارات و ترکیب‌ها

court of cassation

دادگاه عالی

cassation appeal

کلاسه تجدیدنظرخواهی

cassation judgment

حکم نقض

cassation ruling

تصمیم نقض

cassation decision

رای نقض

cassation court

دادگاه نقض

cassation procedure

رویه نقض

cassation law

قانون نقض

cassation remedy

راه حل نقض

cassation review

بررسی نقض

جملات نمونه

the court issued a cassation order to review the previous ruling.

دادگاه دستور نقض حکم را برای بررسی حکم قبلی صادر کرد.

after the cassation, the case was sent back to the lower court.

پس از نقض، پرونده به دادگاه پایین‌تر بازگردانده شد.

the lawyer filed for cassation to challenge the verdict.

وکیل برای اعتراض به حکم، درخواست نقض کرد.

we are waiting for the cassation decision to proceed.

ما منتظر تصمیم نقض برای ادامه هستیم.

the cassation process can be lengthy and complex.

فرآیند نقض می‌تواند طولانی و پیچیده باشد.

his appeal led to a cassation that changed the outcome.

کلاه‌برداری او منجر به نقضی شد که نتیجه را تغییر داد.

in some jurisdictions, cassation is a vital part of the legal system.

در برخی از حوزه‌ها قضایی، نقض بخشی حیاتی از سیستم حقوقی است.

the cassation ruling set a new precedent for future cases.

حکم نقض یک سابقه جدید برای پرونده‌های آینده تعیین کرد.

understanding cassation procedures is essential for legal professionals.

درک رویه‌های نقض برای متخصصان حقوقی ضروری است.

the final cassation decision was announced last week.

تصمیم نهایی نقض هفته گذشته اعلام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید