traditional cassoulet
غذای کاسولت سنتی
vegetarian cassoulet
کاسولت گیاهی
cassoulet recipe
دستور تهیه کاسولت
cassoulet dish
غذای کاسولت
cassoulet ingredients
مواد لازم برای کاسولت
cassoulet variations
تنوع کاسولت
cassoulet lovers
عاشقان کاسولت
cooking cassoulet
پخت کاسولت
cassoulet festival
جشنواره کاسولت
cassoulet flavor
طعم کاسولت
we enjoyed a hearty cassoulet for dinner.
ما از خوردن یک کاسولت مقوی برای شام لذت بردیم.
cassoulet is a traditional french dish.
کاسولت یک غذای سنتی فرانسوی است.
she learned to make cassoulet from her grandmother.
او یاد گرفت کاسولت را از مادربزرگش درست کند.
cassoulet is best served with crusty bread.
کاسولت بهترین حالت زمانی است که با نان ترد سرو شود.
they had a cassoulet cook-off at the festival.
آنها یک مسابقه آشپزی کاسولت در جشنواره داشتند.
my favorite winter comfort food is cassoulet.
محبوبترین غذای راحت من در زمستان کاسولت است.
cassoulet is made with beans and various meats.
کاسولت با لوبیا و انواع گوشت درست می شود.
he brought a pot of cassoulet to the potluck.
او یک قابلمه کاسولت را به مهمانی آورد.
she added a secret ingredient to her cassoulet recipe.
او یک ماده مخفی را به دستورالعمل کاسولت خود اضافه کرد.
cassoulet is a dish that takes time to prepare.
کاسولت غذایی است که زمان زیادی برای تهیه آن لازم است.
traditional cassoulet
غذای کاسولت سنتی
vegetarian cassoulet
کاسولت گیاهی
cassoulet recipe
دستور تهیه کاسولت
cassoulet dish
غذای کاسولت
cassoulet ingredients
مواد لازم برای کاسولت
cassoulet variations
تنوع کاسولت
cassoulet lovers
عاشقان کاسولت
cooking cassoulet
پخت کاسولت
cassoulet festival
جشنواره کاسولت
cassoulet flavor
طعم کاسولت
we enjoyed a hearty cassoulet for dinner.
ما از خوردن یک کاسولت مقوی برای شام لذت بردیم.
cassoulet is a traditional french dish.
کاسولت یک غذای سنتی فرانسوی است.
she learned to make cassoulet from her grandmother.
او یاد گرفت کاسولت را از مادربزرگش درست کند.
cassoulet is best served with crusty bread.
کاسولت بهترین حالت زمانی است که با نان ترد سرو شود.
they had a cassoulet cook-off at the festival.
آنها یک مسابقه آشپزی کاسولت در جشنواره داشتند.
my favorite winter comfort food is cassoulet.
محبوبترین غذای راحت من در زمستان کاسولت است.
cassoulet is made with beans and various meats.
کاسولت با لوبیا و انواع گوشت درست می شود.
he brought a pot of cassoulet to the potluck.
او یک قابلمه کاسولت را به مهمانی آورد.
she added a secret ingredient to her cassoulet recipe.
او یک ماده مخفی را به دستورالعمل کاسولت خود اضافه کرد.
cassoulet is a dish that takes time to prepare.
کاسولت غذایی است که زمان زیادی برای تهیه آن لازم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید