cassoulets

[ایالات متحده]/kəˈsuː.lɛt/
[بریتانیا]/kuh-soo-lət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کاسرول پخته شده به آرامی از گوشت و لوبیا که منشاء آن در جنوب فرانسه است.

عبارات و ترکیب‌ها

traditional cassoulet

غذای کاسولت سنتی

vegetarian cassoulet

کاسولت گیاهی

cassoulet recipe

دستور تهیه کاسولت

cassoulet dish

غذای کاسولت

cassoulet ingredients

مواد لازم برای کاسولت

cassoulet variations

تنوع کاسولت

cassoulet lovers

عاشقان کاسولت

cooking cassoulet

پخت کاسولت

cassoulet festival

جشنواره کاسولت

cassoulet flavor

طعم کاسولت

جملات نمونه

we enjoyed a hearty cassoulet for dinner.

ما از خوردن یک کاسولت مقوی برای شام لذت بردیم.

cassoulet is a traditional french dish.

کاسولت یک غذای سنتی فرانسوی است.

she learned to make cassoulet from her grandmother.

او یاد گرفت کاسولت را از مادربزرگش درست کند.

cassoulet is best served with crusty bread.

کاسولت بهترین حالت زمانی است که با نان ترد سرو شود.

they had a cassoulet cook-off at the festival.

آنها یک مسابقه آشپزی کاسولت در جشنواره داشتند.

my favorite winter comfort food is cassoulet.

محبوب‌ترین غذای راحت من در زمستان کاسولت است.

cassoulet is made with beans and various meats.

کاسولت با لوبیا و انواع گوشت درست می شود.

he brought a pot of cassoulet to the potluck.

او یک قابلمه کاسولت را به مهمانی آورد.

she added a secret ingredient to her cassoulet recipe.

او یک ماده مخفی را به دستورالعمل کاسولت خود اضافه کرد.

cassoulet is a dish that takes time to prepare.

کاسولت غذایی است که زمان زیادی برای تهیه آن لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید