emasculated

[ایالات متحده]/ɪˈmæskjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈmæskjʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محروم از قدرت یا انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

emasculated man

مرد قلاده‌دار

emasculated feelings

احساسات قلاده‌دار

emasculated identity

هویت قلاده‌دار

emasculated masculinity

مردانگی قلاده‌دار

emasculated role

نقش قلاده‌دار

emasculated pride

افتخار قلاده‌دار

emasculated power

قدرت قلاده‌دار

emasculated self

خود قلاده‌دار

emasculated spirit

روح قلاده‌دار

emasculated image

تصویر قلاده‌دار

جملات نمونه

the defeat left him feeling emasculated and powerless.

شکست او را احساس حقارت و ناتوانی داد.

he felt emasculated after losing the competition.

پس از باختن در مسابقه، احساس حقارت کرد.

some men fear being emasculated in a relationship.

برخی از مردان از اینکه در یک رابطه احساس حقارت کنند، می‌ترسند.

the criticism made him feel emasculated in front of his peers.

انتقاد باعث شد او در مقابل همسالانش احساس حقارت کند.

he tried to prove his strength, fearing he would be emasculated.

او تلاش کرد تا قدرت خود را ثابت کند، از این می‌ترسید که احساس حقارت کند.

society often emasculates men who show vulnerability.

جامعه اغلب مردانی را که آسیب‌پذیری نشان می‌دهند، تحقیر می‌کند.

he struggled with feelings of being emasculated after the breakup.

او پس از جدایی با احساسات حقارت دست و پنجه نرم کرد.

emasculated by his job loss, he sought new opportunities.

پس از دست دادن شغلش، که احساس حقارت به او داده بود، او به دنبال فرصت‌های جدید گشت.

the film explores themes of masculinity and feeling emasculated.

این فیلم به بررسی مضامین مردانگی و احساس حقارت می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید