castry

[ایالات متحده]/ˈkæstri/
[بریتانیا]/ˈkæstri/

ترجمه

n. کاستریس (پایتخت سان توما)
شکل‌های واژه
جمعcastries

جملات نمونه

the ancient castry stands on the hill.

قلعه باستانی روی کوه قرار دارد.

we visited the royal castry yesterday.

ما دیروز قلعه شاهی را بازدید کردیم.

the castry has high walls.

قلعه دیوارهای بلندی دارد.

children love to explore the castry.

کودکان دوست دارند قلعه را کاوش کنند.

the castry was built centuries ago.

قلعه قرنها پیش ساخته شد.

the king lived in the grand castry.

پادشاه در قلعه بزرگ زندگی می‌کرد.

the castry overlooks the ocean.

قلعه بر روی اقیانوس نظاره می‌کند.

tourists take photos in front of the castry.

گردشگران عکس در جلو قلعه می‌گیرند.

the castry has many rooms.

قلعه دارای اتاق‌های زیادی است.

the old castry was restored recently.

قلعه قدیمی اخیراً بازسازی شد.

a ghost story surrounds the abandoned castry.

یک داستان جادویی درباره قلعه ترکیده وجود دارد.

the castry features medieval architecture.

قلعه دارای معماری میانه‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید