| جمع | catachreses |
catachresis example
مثال کاتاخرزیس
catachresis usage
کاربرد کاتاخرزیس
catachresis effect
اثر کاتاخرزیس
catachresis definition
تعریف کاتاخرزیس
catachresis analysis
تحلیل کاتاخرزیس
catachresis phenomenon
ظهور کاتاخرزیس
catachresis function
عملکرد کاتاخرزیس
catachresis context
زمینه کاتاخرزیس
catachresis form
فرم کاتاخرزیس
catachresis theory
نظریه کاتاخرزیس
his use of "the heart of the city" is a catachresis.
استفاده او از عبارت "قلب شهر" یک کاتاکریز است.
in literature, catachresis can create vivid imagery.
در ادبیات، کاتاکریز میتواند تصاویر زنده ایجاد کند.
she referred to the computer as a "brain," which is a catachresis.
او کامپیوتر را "مغز" نامید که یک کاتاکریز است.
catachresis often highlights the absurdity of language.
کاتاکریز اغلب پوچی زبان را برجسته میکند.
using "foot" to describe a measure is an example of catachresis.
استفاده از "پا" برای توصیف یک واحد اندازهگیری نمونهای از کاتاکریز است.
his speech was filled with catachresis, making it hard to follow.
سخنرانی او پر از کاتاکریز بود که دنبال کردن آن را دشوار میکرد.
catachresis can be found in everyday conversation.
کاتاکریز را میتوان در مکالمات روزمره یافت.
writers sometimes use catachresis for comedic effect.
نویسندگان گاهی اوقات از کاتاکریز برای ایجاد جلوههای خندهدار استفاده میکنند.
the phrase "the leg of a table" is a common catachresis.
عبارت "پای میز" یک کاتاکریز رایج است.
understanding catachresis can enhance your appreciation of poetry.
درک کاتاکریز میتواند قدردانی شما از شعر را افزایش دهد.
catachresis example
مثال کاتاخرزیس
catachresis usage
کاربرد کاتاخرزیس
catachresis effect
اثر کاتاخرزیس
catachresis definition
تعریف کاتاخرزیس
catachresis analysis
تحلیل کاتاخرزیس
catachresis phenomenon
ظهور کاتاخرزیس
catachresis function
عملکرد کاتاخرزیس
catachresis context
زمینه کاتاخرزیس
catachresis form
فرم کاتاخرزیس
catachresis theory
نظریه کاتاخرزیس
his use of "the heart of the city" is a catachresis.
استفاده او از عبارت "قلب شهر" یک کاتاکریز است.
in literature, catachresis can create vivid imagery.
در ادبیات، کاتاکریز میتواند تصاویر زنده ایجاد کند.
she referred to the computer as a "brain," which is a catachresis.
او کامپیوتر را "مغز" نامید که یک کاتاکریز است.
catachresis often highlights the absurdity of language.
کاتاکریز اغلب پوچی زبان را برجسته میکند.
using "foot" to describe a measure is an example of catachresis.
استفاده از "پا" برای توصیف یک واحد اندازهگیری نمونهای از کاتاکریز است.
his speech was filled with catachresis, making it hard to follow.
سخنرانی او پر از کاتاکریز بود که دنبال کردن آن را دشوار میکرد.
catachresis can be found in everyday conversation.
کاتاکریز را میتوان در مکالمات روزمره یافت.
writers sometimes use catachresis for comedic effect.
نویسندگان گاهی اوقات از کاتاکریز برای ایجاد جلوههای خندهدار استفاده میکنند.
the phrase "the leg of a table" is a common catachresis.
عبارت "پای میز" یک کاتاکریز رایج است.
understanding catachresis can enhance your appreciation of poetry.
درک کاتاکریز میتواند قدردانی شما از شعر را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید