catalyzed

[ایالات متحده]/ˈkætəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈkæt.əˌlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast 触媒作用的过去式和过去分词

عبارات و ترکیب‌ها

catalyzed reaction

واکنش کاتالیز شده

catalyzed process

فرآیند کاتالیز شده

catalyzed conversion

تبدیل کاتالیز شده

catalyzed synthesis

سنتز کاتالیز شده

catalyzed mechanism

مکانیسم کاتالیز شده

catalyzed pathway

مسیر کاتالیز شده

catalyzed activity

فعالیت کاتالیز شده

catalyzed decomposition

تجزیه کاتالیز شده

catalyzed formation

تشکیل کاتالیز شده

جملات نمونه

the new policy catalyzed significant changes in the industry.

سیاست جدید، تغییرات قابل توجهی را در صنعت ایجاد کرد.

her research catalyzed a breakthrough in medical science.

تحقیقات او، یک پیشرفت بزرگ در علم پزشکی را رقم زد.

the event catalyzed a movement for social justice.

این رویداد، یک جنبش برای عدالت اجتماعی را آغاز کرد.

the discovery catalyzed advancements in renewable energy.

این کشف، پیشرفت‌هایی را در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر به وجود آورد.

his speech catalyzed a wave of activism among the youth.

سخنرانی او، یک موج فعال‌گرایی را در میان جوانان ایجاد کرد.

the partnership catalyzed growth in both companies.

این مشارکت، رشد را در هر دو شرکت تسریع بخشید.

the new technology catalyzed improvements in efficiency.

این فناوری جدید، بهبوداتی را در کارایی به وجود آورد.

her passion for art catalyzed a community project.

اشتیاق او به هنر، یک پروژه اجتماعی را آغاز کرد.

the crisis catalyzed a reevaluation of our priorities.

این بحران، یک ارزیابی مجدد از اولویت‌های ما را رقم زد.

his innovative ideas catalyzed discussions at the conference.

ایده‌های نوآورانه او، بحث‌هایی را در کنفرانس به وجود آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید