catapulting

[ایالات متحده]/kætəˈpʌl.tɪŋ/
[بریتانیا]/kætəlˈpɑːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پرتاب چیزی با منجنیق.

عبارات و ترکیب‌ها

catapulting success

پرتاب موفقیت

catapulting growth

پرتاب رشد

catapulting ahead

پیشروی با پرتاب

catapulting innovation

پرتاب نوآوری

catapulting ideas

پرتاب ایده ها

catapulting performance

پرتاب عملکرد

catapulting change

پرتاب تغییر

catapulting forward

به جلو با پرتاب

catapulting energy

پرتاب انرژی

catapulting passion

پرتاب اشتیاق

جملات نمونه

the new marketing strategy is catapulting our sales to new heights.

استراتژی بازاریابی جدید، فروش ما را به ارتفاعات جدیدی پرتاب می‌کند.

the athlete's performance is catapulting him into the spotlight.

عملکرد ورزشکار او را به سمت توجه رسانه ها پرتاب می‌کند.

her innovative ideas are catapulting the company ahead of its competitors.

ایده‌های نوآورانه او، شرکت را از رقبای خود جلو می‌اندازد.

the film's success is catapulting the director's career.

موفقیت فیلم، باعث پیشرفت در مسیر شغلی کارگردان می‌شود.

technological advancements are catapulting us into a new era.

پیشرفت‌های فناوری ما را به عصر جدیدی پرتاب می‌کند.

the sudden popularity of the app is catapulting it to the top of the charts.

ظهور ناگهانی محبوبیت برنامه، آن را به صدر جدول‌ها پرتاب می‌کند.

his hard work is catapulting him towards a promotion.

تلاش‌های سخت او، او را به سمت ارتقا سوق می‌دهد.

the new policy is catapulting the organization into a brighter future.

سیاست جدید، سازمان را به سمت آینده‌ای روشن‌تر سوق می‌دهد.

the viral trend is catapulting the brand into mainstream culture.

روند ویروسی، برند را به فرهنگ اصلی وارد می‌کند.

her talent is catapulting her into the world of professional music.

استعداد او، او را به دنیای موسیقی حرفه‌ای وارد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید