hurling

[ایالات متحده]/'hɜːlɪŋ/
[بریتانیا]/'hɜr.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزش ایرلندی مشابه هاکی روی چمن؛ عمل پرتاب چیزی با نیروی زیاد
v. شکل حال استمراری hurl، به معنی پرتاب کردن با نیرو

عبارات و ترکیب‌ها

hurling stones

پرتاب سنگ

hurling insults

پرتاب توهین

hurling balls

پرتاب توپ

hurling objects

پرتاب اشیاء

hurling challenges

ارائه چالش

hurling accusations

پرتاب اتهامات

hurling debris

پرتاب زباله

hurling weapons

پرتاب سلاح

hurling threats

پرتاب تهدید

hurling laughter

خنده پرتاب کردن

جملات نمونه

the children were hurling snowballs at each other.

کودکان در حال پرتاب توپ برفی به یکدیگر بودند.

he was hurling insults during the argument.

او در حین بحث، توهین پرتاب می‌کرد.

she was hurling her backpack across the room.

او کوله‌پشتی خود را در سراسر اتاق پرتاب کرد.

the athlete was hurling the discus with great strength.

ورزشکار قرص را با قدرت زیاد پرتاب کرد.

they were hurling themselves into the water from the cliff.

آنها از صخره به داخل آب خود را پرتاب کردند.

he was hurling his opinions at anyone who would listen.

او نظرات خود را به هر کسی که گوش می‌کرد پرتاب می‌کرد.

the fans were hurling cheers at the winning team.

هواداران تشویع‌های خود را به سمت تیم برنده پرتاب کردند.

she was hurling her frustrations into her artwork.

او ناامیدی‌های خود را در آثار هنری خود خلاصه کرد.

the toddler was hurling toys around the room.

کودک خردسال اسباب‌بازی‌ها را در سراسر اتاق پرتاب می‌کرد.

during the protest, people were hurling slogans at the government.

در طول اعتراض، مردم شعارها را به سمت دولت پرتاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید