catchability

[ایالات متحده]/kæˈtætʃəbɪləti/
[بریتانیا]/kætˈtʃeɪbɪlɪti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت به راحتی گرفتار یا به دام افتادن.

عبارات و ترکیب‌ها

high catchability

قابلیت بالای گیر

catchability factor

ضریب قابلیت گیر

improve catchability

بهبود قابلیت گیر

catchability index

شاخص قابلیت گیر

catchability rate

نرخ قابلیت گیر

catchability analysis

تجزیه و تحلیل قابلیت گیر

optimal catchability

قابلیت گیر بهینه

catchability assessment

ارزیابی قابلیت گیر

catchability metrics

معیارهای قابلیت گیر

catchability improvement

بهبود قابلیت گیر

جملات نمونه

the catchability of the fish varies by season.

قابلیت صید ماهی با توجه به فصل متفاوت است.

researchers study the catchability of different species.

محققان قابلیت صید گونه‌های مختلف را مطالعه می‌کنند.

higher catchability can lead to overfishing.

افزایش قابلیت صید می‌تواند منجر به صید بیش از حد شود.

we need to assess the catchability of this area.

ما باید قابلیت صید این منطقه را ارزیابی کنیم.

catchability is an important factor in fisheries management.

قابلیت صید یک عامل مهم در مدیریت شیلات است.

the catchability of the species affects local economies.

قابلیت صید گونه‌ها بر اقتصادهای محلی تأثیر می‌گذارد.

catchability metrics help in sustainable fishing practices.

شاخص‌های قابلیت صید به حفظ شیوه‌های ماهیگیری پایدار کمک می‌کنند.

scientists measure catchability to evaluate fish populations.

دانشمندان قابلیت صید را برای ارزیابی جمعیت ماهی اندازه‌گیری می‌کنند.

catchability can be influenced by environmental changes.

قابلیت صید می‌تواند تحت تأثیر تغییرات محیطی قرار گیرد.

understanding catchability is crucial for conservation efforts.

درک قابلیت صید برای تلاش‌های حفاظتی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید