catchable

[ایالات متحده]/ˈkætʃəbl̩/
[بریتانیا]/ˈkætʃəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل به دستگیری یا گرفتار شدن؛ قابل درک یا نگه داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

catchable fish

ماهی قابل گرفتن

catchable items

اشیای قابل گرفتن

catchable targets

اهداف قابل گرفتن

catchable creatures

موجودات قابل گرفتن

catchable bugs

حشرات قابل گرفتن

catchable game

بازی قابل گرفتن

catchable objects

اشیاء قابل گرفتن

catchable animals

حیوانات قابل گرفتن

catchable opportunities

فرصت‌های قابل گرفتن

catchable elements

عناصر قابل گرفتن

جملات نمونه

the fish in this lake are easily catchable.

ماهی‌های این دریاچه به راحتی قابل صید هستند.

make sure the ball is catchable for everyone.

مطمئن شوید که توپ برای همه قابل گرفتن باشد.

her ideas are always catchable and easy to understand.

ایده‌های او همیشه قابل فهم و آسان هستند.

the software update made the bugs more catchable.

به‌روزرسانی نرم‌افزار باعث شد که اشکالات بیشتر قابل شناسایی باشند.

we need to ensure that all tasks are catchable within the timeframe.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه وظایف در بازه زمانی قابل انجام هستند.

catchable moments are what make life enjoyable.

لحظات قابل لمس، همان چیزی است که زندگی را لذت‌بخش می‌کند.

the new game features catchable creatures.

بازی جدید دارای موجوداتی است که قابل گرفتن هستند.

in this area, the animals are not catchable without a permit.

در این منطقه، بدون داشتن مجوز نمی‌توان حیوانات را به دام انداخت.

they designed the product to be catchable by all users.

آنها محصول را به گونه‌ای طراحی کردند که برای همه کاربران قابل استفاده باشد.

catchable items in the game can help you level up.

گرفتن اقلام قابل جمع‌آوری در بازی می‌تواند به شما کمک کند تا سطح خود را ارتقا دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید