uncatchable

[ایالات متحده]/ʌnˈkætʃəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈkætʃəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل به دام نیفتادن؛ غیرممکن برای به دام انداختن؛ قادر به درک نبودن؛ فراری

عبارات و ترکیب‌ها

uncatchable speed

سرعت غیرقابل مهار

uncatchable talent

استعداد غیرقابل مهار

uncatchable player

بازیکن غیرقابل مهار

uncatchable fish

ماهی غیرقابل صید

uncatchable goal

گل غیرقابل دستیابی

uncatchable wave

موج غیرقابل مهار

uncatchable moment

لحظه غیرقابل مهار

uncatchable dream

رویای غیرقابل دستیابی

uncatchable sound

صدای غیرقابل مهار

uncatchable essence

جوهر غیرقابل مهار

جملات نمونه

the elusive rabbit is often considered uncatchable.

خرگوشِ فرار، اغلب به عنوان غیرقابل‌گرفتن در نظر گرفته می‌شود.

his skills in the game made him seem uncatchable.

مهارت‌های او در بازی باعث می‌شد غیرقابل دسترس به نظر برسد.

the wind was so strong that the kite felt uncatchable.

باد آنقدر شدید بود که هواپیما غیرقابل گرفتن به نظر می‌رسید.

in the chase, the suspect was uncatchable on foot.

در تعقیب، مظنون غیرقابل گرفتن پیاده بود.

many believe that the perfect idea is uncatchable.

بسیاری معتقدند که ایده عالی غیرقابل دسترس است.

the fish in that lake are known to be uncatchable.

ماهی‌های آن دریاچه به عنوان غیرقابل گرفتن شناخته شده‌اند.

her talent for avoiding questions made her uncatchable.

استعداد او در اجتناب از سؤالات باعث می‌شد غیرقابل دسترس باشد.

he was so fast that he seemed uncatchable during the race.

او آنقدر سریع بود که در طول مسابقه غیرقابل دسترس به نظر می‌رسید.

the secret to success often feels uncatchable.

راز موفقیت اغلب غیرقابل دسترس به نظر می‌رسد.

in the digital world, privacy can feel uncatchable.

در دنیای دیجیتال، حفظ حریم خصوصی می‌تواند غیرقابل دسترس به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید