catchweeds

[ایالات متحده]/kætʃwiːdz/
[بریتانیا]/katʃwids/

ترجمه

n. نوعی گیاه، به ویژه علف چسبنده (چسبان).

عبارات و ترکیب‌ها

catchweeds control

کنترل علف‌های هرز

catchweeds removal

حذف علف‌های هرز

catchweeds management

مدیریت علف‌های هرز

catchweeds prevention

جلوگیری از علف‌های هرز

catchweeds growth

رشد علف‌های هرز

catchweeds identification

شناسایی علف‌های هرز

catchweeds infestation

آلودگی علف‌های هرز

catchweeds species

گونه‌های علف‌های هرز

catchweeds herbicide

آشکارساز علف‌های هرز

catchweeds problem

مشکل علف‌های هرز

جملات نمونه

catchweeds are often found in damp, shaded areas.

سرخارها اغلب در مناطق مرطوب و سایه‌دار یافت می‌شوند.

farmers struggle to control catchweeds in their fields.

کشاورزان برای کنترل سرخارها در مزارع خود تلاش می‌کنند.

catchweeds can compete with crops for nutrients.

سرخارها می‌توانند با محصولات زراعی برای مواد مغذی رقابت کنند.

some gardeners consider catchweeds a nuisance.

برخی از باغداران سرخارها را آزاردهنده می‌دانند.

the best way to manage catchweeds is through regular weeding.

بهترین راه برای مدیریت سرخارها از طریق وجین کردن منظم است.

catchweeds can spread quickly if not controlled.

سرخارها می‌توانند به سرعت گسترش یابند اگر کنترل نشوند.

identifying catchweeds early can prevent larger infestations.

تشخیص سرخارها در مراحل اولیه می‌تواند از گسترش بیشتر آنها جلوگیری کند.

organic farmers often seek natural methods to eliminate catchweeds.

کشاورزان ارگانیک اغلب به دنبال روش‌های طبیعی برای از بین بردن سرخارها هستند.

catchweeds thrive in disturbed soils.

سرخارها در خاک‌های مختل رشد می‌کنند.

controlling catchweeds can improve crop yields.

کنترل سرخارها می‌تواند عملکرد محصول را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید