catenates

[ایالات متحده]/ˈkætɪneɪts/
[بریتانیا]/kat̬-ə-ˌnets/

ترجمه

v. به هم وصل کردن یا پیوستن چیزها به یکدیگر در یک سری.

عبارات و ترکیب‌ها

catenates strings

الحاق رشته‌ها

catenates arrays

الحاق آرایه‌ها

catenates lists

الحاق لیست‌ها

catenates values

الحاق مقادیر

catenates elements

الحاق عناصر

catenates data

الحاق داده‌ها

catenates objects

الحاق اشیاء

catenates functions

الحاق توابع

catenates outputs

الحاق خروجی‌ها

catenates inputs

الحاق ورودی‌ها

جملات نمونه

the program catenates the strings to form a complete sentence.

برنامه رشته‌ها را به هم متصل می‌کند تا یک جمله کامل شکل دهد.

in programming, catenates can be used to combine data.

در برنامه‌نویسی، می‌توان از catenates برای ترکیب داده‌ها استفاده کرد.

the function catenates multiple arrays into one.

این تابع چندین آرایه را در یک آرایه متصل می‌کند.

he catenates his ideas to create a compelling narrative.

او ایده‌های خود را به هم متصل می‌کند تا یک روایت جذاب ایجاد کند.

the software catenates different file formats seamlessly.

نرم‌افزار به طور یکپارچه فرمت‌های فایل مختلف را به هم متصل می‌کند.

when you catenates these variables, the output will change.

هنگامی که این متغیرها را به هم متصل می‌کنید، خروجی تغییر خواهد کرد.

she catenates her experiences to share them with others.

او تجربیات خود را به هم متصل می‌کند تا آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارد.

the teacher catenates lessons to create a comprehensive curriculum.

معلم درس‌ها را به هم متصل می‌کند تا یک برنامه درسی جامع ایجاد کند.

they catenates their efforts to achieve a common goal.

آن‌ها تلاش‌های خود را به هم متصل می‌کنند تا به یک هدف مشترک دست یابند.

the artist catenates various styles in her artwork.

هنرمند سبک‌های مختلف را در آثار هنری خود به هم متصل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید