caterer

[ایالات متحده]/'keɪtərə/
[بریتانیا]/'ketərɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که غذا و خدمات ارائه می‌دهد، به ویژه برای رویدادها (معمولاً به عنوان یک حرفه)

جملات نمونه

There was a caterers’ buffet stretching all around the dining room.

میزی پذیرایی آشپزها در اطراف سالن غذاخوری کشیده شده بود.

Her Aunt Lupe and Uncle Dennis found a caterer in Tijuana, Mexico, who would serve chicken cordon bleu for $7 a person.

عمه لوپ و عموی دنیس در تیخوانا، مکزیک، آشپزی پیدا کردند که برای هر نفر 7 دلار، غذای مرغ کوردون بلو سرو می‌کرد.

The caterer will provide food and drinks for the wedding reception.

آشپز غذا و نوشیدنی برای پذیرایی عروسی فراهم خواهد کرد.

We hired a caterer for the office party.

ما برای مهمانی اداری یک آشپز استخدام کردیم.

The caterer specializes in vegan and gluten-free options.

آشپز در تهیه غذاهای گیاهی و بدون گلوتن تخصص دارد.

The caterer prepared a delicious buffet for the event.

آشپز یک میز پذیرایی خوشمزه برای این رویداد آماده کرد.

The caterer also offers dessert options for the menu.

آشپز همچنین گزینه‌های دسر برای منو ارائه می‌دهد.

The caterer can accommodate dietary restrictions and allergies.

آشپز می‌تواند محدودیت‌های غذایی و آلرژی‌ها را در نظر بگیرد.

The caterer delivered the food to the venue on time.

آشپز به موقع غذا را به محل برگزاری تحویل داد.

The caterer set up a beautiful display for the cocktail hour.

آشپز یک نمایش زیبا برای ساعت کوکتل چید.

The caterer offers a variety of menu options to choose from.

آشپز انواع گزینه‌های منو را برای انتخاب ارائه می‌دهد.

The caterer worked closely with the event planner to ensure a successful party.

آشپز برای اطمینان از یک مهمانی موفق، به طور نزدیک با برنامه‌ریز رویداد همکاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید