catheterisation

[ایالات متحده]/ˌkæθɪtəraɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkæθɪtərɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند پزشکی درج کاتتر در یک حفره بدنی، لوله یا عروق برای امکان دренаж، تزریق مایعات یا داروها یا وارد کردن ابزارهای جراحی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

urinary catheterisation

کتتریزاسیون قلبی

perform catheterisation

پس از کتتریزاسیون

catheterisation procedure

در حین کتتریزاسیون

medical catheterisation

قبل از کتتریزاسیون

painful catheterisation

نیاز به کتتریزاسیون دارد

post-operative catheterisation

کتتریزاسیون فوری

catheterisation complications

کتتریزاسیون موفقیت‌آمیز

catheterisation training

کتتریزاسیون انجام شده

catheterisation care

نیاز به کتتریزاسیون است

جملات نمونه

patient underwent cardiac catheterisation to assess coronary artery disease.

بیمار تحت کتتریزاسیون قلبی قرار گرفت تا بیماری عروق کرونری را ارزیابی کند.

emergency catheterisation was performed to restore blood flow to the blocked artery.

کتتریزاسیون اضطراری انجام شد تا جریان خون به عروق مسدود شده بازگردانده شود.

diagnostic catheterisation revealed significant stenosis in the left anterior descending artery.

کتتریزاسیون تشخیصی نشان داد که انسداد معنی داری در عروق سیاهرگی جلویی چپ وجود دارد.

the catheterisation laboratory is equipped with state-of-the-art imaging technology.

آزمایشگاه کتتریزاسیون با فناوری تصویربرداری نوین تجهیز شده است.

elective catheterisation is scheduled for next monday morning.

کتتریزاسیون انتخابی برای صبح روز پنجشنبه آینده برنامه ریزی شده است.

peripheral catheterisation was necessary for long-term intravenous antibiotic therapy.

کتتریزاسیون محیطی برای درمان مکمل با آنتی بیوتیک‌های داخل وریدی در بلند مدت ضروری بود.

the physician explained the risks of urinary catheterisation before the procedure.

پزشک قبل از عمل خطرات کتتریزاسیون ادراری را توضیح داد.

repeated catheterisation increases the risk of urinary tract infection.

کتتریزاسیون مکرر خطر عفونت در مجاری ادراری را افزایش می دهد.

central venous catheterisation requires sterile technique to prevent complications.

کتتریزاسیون ونی مرکزی نیاز به فن تهیه نامرییزی دارد تا از عوارض جلوگیری شود.

therapeutic catheterisation successfully opened the narrowed vessel using balloon angioplasty.

کتتریزاسیون درمانی با استفاده از بالون انجام شد و به طور موفقیت آمیز عروق تنگ شده را باز کرد.

the cardiology team performs approximately fifty catheterisation procedures each week.

تیم کاردیولوژی هر هفته حدود پنجاه عمل کتتریزاسیون انجام می دهد.

after catheterisation, patients are monitored in the recovery area for several hours.

بعد از کتتریزاسیون، بیماران در منطقه بازتوانی برای چند ساعت نظارت می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید