catspaw strategy
استراتژی پنجه گربه
catspaw effect
اثر پنجه گربه
catspaw role
نقش پنجه گربه
catspaw tactics
تاکتیکهای پنجه گربه
catspaw operation
عملیات پنجه گربه
catspaw figure
شخصیت پنجه گربه
catspaw method
روش پنجه گربه
catspaw device
وسیله پنجه گربه
catspaw pawn
بازیکن پنجه گربه
catspaw player
بازیکن پنجه گربه
the manager used her assistant as a catspaw to carry out the difficult tasks.
مدیر از دستیارش به عنوان یک مهره برای انجام وظایف دشوار استفاده کرد.
he felt like a catspaw in the corporate scheme, doing all the dirty work.
او احساس میکرد که در طرح سازمانی، یک مهره است و تمام کارهای کثیف را انجام میدهد.
she was just a catspaw in their game, unaware of their true intentions.
او فقط یک مهره در بازی آنها بود و از اهداف واقعی آنها بیخبر بود.
using a catspaw can sometimes backfire on the one who manipulates.
استفاده از یک مهره گاهی میتواند به ضرر کسی که دستکاری میکند، تمام شود.
the politician acted as a catspaw for the lobbyists behind the scenes.
سیاستمدان به عنوان یک مهره برای لابیگران پشت صحنه عمل کرد.
don't be a catspaw for others; stand up for your own beliefs.
مهره دیگران نباشید؛ از باورهای خود دفاع کنید.
in the end, the catspaw realized he was being used for someone else's gain.
در نهایت، مهره متوجه شد که برای سود دیگران مورد استفاده قرار گرفته است.
he was merely a catspaw in their elaborate plan to take over the company.
او صرفاً یک مهره در طرح پیچیده آنها برای تصاحب شرکت بود.
she refused to be a catspaw in their schemes, choosing to act independently.
او از اینکه در نقشههای آنها مهره باشد، امتناع کرد و تصمیم گرفت به طور مستقل عمل کند.
the catspaw was unaware of the risks involved in the dangerous game.
مهره از خطرات موجود در بازی خطرناک بیخبر بود.
catspaw strategy
استراتژی پنجه گربه
catspaw effect
اثر پنجه گربه
catspaw role
نقش پنجه گربه
catspaw tactics
تاکتیکهای پنجه گربه
catspaw operation
عملیات پنجه گربه
catspaw figure
شخصیت پنجه گربه
catspaw method
روش پنجه گربه
catspaw device
وسیله پنجه گربه
catspaw pawn
بازیکن پنجه گربه
catspaw player
بازیکن پنجه گربه
the manager used her assistant as a catspaw to carry out the difficult tasks.
مدیر از دستیارش به عنوان یک مهره برای انجام وظایف دشوار استفاده کرد.
he felt like a catspaw in the corporate scheme, doing all the dirty work.
او احساس میکرد که در طرح سازمانی، یک مهره است و تمام کارهای کثیف را انجام میدهد.
she was just a catspaw in their game, unaware of their true intentions.
او فقط یک مهره در بازی آنها بود و از اهداف واقعی آنها بیخبر بود.
using a catspaw can sometimes backfire on the one who manipulates.
استفاده از یک مهره گاهی میتواند به ضرر کسی که دستکاری میکند، تمام شود.
the politician acted as a catspaw for the lobbyists behind the scenes.
سیاستمدان به عنوان یک مهره برای لابیگران پشت صحنه عمل کرد.
don't be a catspaw for others; stand up for your own beliefs.
مهره دیگران نباشید؛ از باورهای خود دفاع کنید.
in the end, the catspaw realized he was being used for someone else's gain.
در نهایت، مهره متوجه شد که برای سود دیگران مورد استفاده قرار گرفته است.
he was merely a catspaw in their elaborate plan to take over the company.
او صرفاً یک مهره در طرح پیچیده آنها برای تصاحب شرکت بود.
she refused to be a catspaw in their schemes, choosing to act independently.
او از اینکه در نقشههای آنها مهره باشد، امتناع کرد و تصمیم گرفت به طور مستقل عمل کند.
the catspaw was unaware of the risks involved in the dangerous game.
مهره از خطرات موجود در بازی خطرناک بیخبر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید