causalgias

[ایالات متحده]/ˈkɔːzəl.dʒi.əs/
[بریتانیا]/ˈkoʊzəl.dʒi.əs/

ترجمه

n. درد سوزان، نوعی درد عصبی که با احساس سوزش مداوم مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

chronic causalgias

بيماري‌های مزمن

causalgias treatment

درمان کاوزالژی

causalgias symptoms

علائم کاوزالژی

causalgias management

مدیریت کاوزالژی

causalgias evaluation

ارزیابی کاوزالژی

causalgias diagnosis

تشخیص کاوزالژی

causalgias therapy

درماني کاوزالژی

causalgias relief

تسکین کاوزالژی

causalgias causes

علت‌های کاوزالژی

causalgias assessment

ارزیابی کاوزالژی

جملات نمونه

she suffers from causalgias after her injury.

او پس از آسیب دیدگی از درد عصبی رنج می برد.

causalgias can be challenging to treat effectively.

درمان موثر درد عصبی می تواند چالش برانگیز باشد.

many patients report causalgias as a chronic condition.

بسیاری از بیماران درد عصبی را به عنوان یک بیماری مزمن گزارش می کنند.

understanding the causes of causalgias is essential for diagnosis.

درک علل درد عصبی برای تشخیص ضروری است.

physical therapy can help alleviate causalgias symptoms.

فیزیوتراپی می تواند به تسکین علائم درد عصبی کمک کند.

doctors often prescribe medication for causalgias relief.

پزشکان اغلب برای تسکین درد عصبی دارو تجویز می کنند.

research on causalgias is still ongoing.

تحقیقات در مورد درد عصبی هنوز در حال انجام است.

causalgias may arise from nerve damage.

درد عصبی ممکن است ناشی از آسیب عصبی باشد.

patients are encouraged to discuss their causalgias with their doctors.

از بیماران خواسته می شود که درد عصبی خود را با پزشکان خود در میان بگذارند.

effective management of causalgias can improve quality of life.

مدیریت موثر درد عصبی می تواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید