causerie

[ایالات متحده]/kɔːˈzɛəri/
[بریتانیا]/koʊˈzɛri/

ترجمه

n. یک مکالمه یا بحث سبک و غیررسمی؛ یک گفت‌وگو.؛ یک مجموعه از یادداشت‌های غیررسمی، افکار یا مشاهدات.
شکل‌های واژه
جمعcauseries

عبارات و ترکیب‌ها

social causerie

گفتگوی اجتماعی

informal causerie

گفتگوی غیررسمی

friendly causerie

گفتگوی دوستانه

brief causerie

گفتگوی کوتاه

cultural causerie

گفتگوی فرهنگی

casual causerie

گفتگوی معمولی

light causerie

گفتگوی سبک

daily causerie

گفتگوی روزانه

charming causerie

گفتگوی جذاب

intellectual causerie

گفتگوی فکری

جملات نمونه

we had a lovely causerie about art and culture.

ما یک گفتگوی دلپذیر در مورد هنر و فرهنگ داشتیم.

during the causerie, she shared her travel experiences.

در طول گفتگو، او تجربیات سفر خود را به اشتراک گذاشت.

the causerie was filled with laughter and stories.

گفتگو پر از خنده و داستان بود.

he enjoys a good causerie over coffee.

او از یک گفتگوی خوب در کنار قهوه لذت می برد.

our causerie lasted for hours without a break.

گفتگوی ما ساعت‌ها بدون وقفه ادامه داشت.

she initiated a causerie about the latest trends.

او یک گفتگو در مورد آخرین روندها آغاز کرد.

the causerie took a philosophical turn.

گفتگو به سمت یک چرخش فلسفی رفت.

they often have a causerie after dinner.

آنها اغلب بعد از شام یک گفتگو دارند.

his causerie skills make him a great host.

مهارت های گفتگویش او را به یک میزبان عالی تبدیل می کند.

we enjoyed a delightful causerie in the park.

ما از یک گفتگو دلپذیر در پارک لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید