cay

[ایالات متحده]/keɪ/
[بریتانیا]/kay/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بانک شن، صخره مرجانی، یا صخره سنگی؛ یک بانک شن؛ یک صخره مرجانی؛ یک صخره سنگی.

عبارات و ترکیب‌ها

cay island

جزیره کی

cay fishing

ماهیگیری کی

cay resort

استراحتگاه کی

cay beach

ساحل کی

cay tour

تور کی

cay sunset

غروب خورشید کی

cay adventure

ماجراجویی کی

cay wildlife

حیات وحش کی

cay snorkeling

اسنورکلینگ کی

cay kayaking

کایاک سواری کی

جملات نمونه

she decided to cay her plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را بیان کند.

he felt the need to cay his emotions.

او احساس کرد نیاز دارد احساسات خود را بیان کند.

they had to cay their excitement during the surprise party.

آنها مجبور شدند هیجان خود را در طول مهمانی غافلگیری بیان کنند.

it's important to cay your expectations in this situation.

در این وضعیت بیان انتظارات شما مهم است.

she learned to cay her laughter in serious meetings.

او یاد گرفت که خنده خود را در جلسات جدی بیان کند.

he had to cay his anger during the discussion.

او مجبور شد خشم خود را در طول بحث بیان کند.

they tried to cay their disappointment after the game.

آنها سعی کردند ناامیدی خود را پس از بازی بیان کنند.

she needed to cay her enthusiasm for the project.

او به بیان اشتیاق خود برای پروژه نیاز داشت.

it's sometimes hard to cay your true feelings.

گاهی اوقات بیان احساسات واقعی خود سخت است.

he managed to cay his fears before the presentation.

او موفق شد ترس های خود را قبل از ارائه بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید