cellulated

[ایالات متحده]/ˌsɛl.jəˈleɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˌsɛl.jəˈleɪ.tɪd/

ترجمه

adj. دارای ساختار سلولی؛ سلولی؛ شبیه یا متشکل از سلول‌هایی که به صورت الگوی لانه زنبوری مرتب شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

cellulated structure

ساختار سلولی

cellulated tissue

بافت سلولی

cellulated pattern

الگوی سلولی

cellulated foam

فوم سلولی

cellulated matrix

ماتریس سلولی

cellulated surface

سطح سلولی

cellulated design

طراحی سلولی

cellulated layer

لایه سلولی

cellulated form

فرم سلولی

cellulated material

جنس سلولی

جملات نمونه

the scientist studied the cellulated structure of the tissue.

دانشمند ساختار سلول‌دار بافت را مطالعه کرد.

cellulated materials are often used in construction for insulation.

مواد سلول‌دار اغلب در ساخت و ساز برای عایق‌بندی استفاده می‌شوند.

the cellulated design of the product enhances its strength.

طراحی سلول‌دار محصول باعث افزایش استحکام آن می‌شود.

in biology, cellulated organisms play a vital role in ecosystems.

در زیست‌شناسی، ارگانیسم‌های سلول‌دار نقش حیاتی در اکوسیستم‌ها ایفا می‌کنند.

researchers are exploring cellulated forms of carbon for new technologies.

محققان در حال بررسی فرم‌های سلول‌دار کربن برای فناوری‌های جدید هستند.

the cellulated foam provides excellent cushioning for packaging.

فوم سلول‌دار عایق‌بندی عالی برای بسته‌بندی فراهم می‌کند.

cellulated structures can improve the efficiency of energy absorption.

ساختارهای سلول‌دار می‌توانند کارایی جذب انرژی را بهبود بخشند.

the artist used cellulated patterns in her latest collection.

هنرمند از الگوهای سلول‌دار در آخرین مجموعه خود استفاده کرد.

cellulated surfaces are easier to clean and maintain.

سطوح سلول‌دار راحت‌تر تمیز و نگهداری می‌شوند.

the engineer designed a cellulated framework for the new building.

مهندس یک چارچوب سلول‌دار برای ساختمان جدید طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید