censing

[ایالات متحده]/ˈsɛnsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɛn.sɪŋ/

ترجمه

v. عمل پاکسازی یا مقدس کردن یک مکان یا شخص با بخور.

عبارات و ترکیب‌ها

censing process

فرآیند صدور مجوز

censing agreement

توافقنامه صدور مجوز

censing authority

مرجع صدور مجوز

censing fees

هزینه های صدور مجوز

censing requirements

الزامات صدور مجوز

censing regulations

مقررات صدور مجوز

censing application

درخواست صدور مجوز

censing terms

شرایط صدور مجوز

censing issues

مشکلات صدور مجوز

censing body

نهاد صدور مجوز

جملات نمونه

censing is an important ritual in many cultures.

دود کردن یک آیین مهم در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

the censing of the altar was performed by the priest.

دود کردن محراب توسط کشیش انجام شد.

censing can create a calming atmosphere during meditation.

دود کردن می‌تواند فضایی آرام‌بخش در هنگام مدیتیشن ایجاد کند.

many churches use censing to purify the space.

بسیاری از کلیساها از دود کردن برای پاکسازی فضا استفاده می‌کنند.

she enjoys the fragrant smell of censing herbs.

او از بوی خوش گیاهان دود شده لذت می‌برد.

censing is often part of traditional ceremonies.

دود کردن اغلب بخشی از آیین‌های سنتی است.

during the festival, censing is a common practice.

در طول جشنواره، دود کردن یک عمل رایج است.

the censing ceremony was attended by many people.

آیین دود کردن با حضور بسیاری از افراد انجام شد.

he learned the art of censing from his grandmother.

او هنر دود کردن را از مادربزرگش یاد گرفت.

censing is used to honor the spirits in many traditions.

دود کردن برای ادای احترام به ارواح در بسیاری از سنت‌ها استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید