census

[ایالات متحده]/ˈsensəs/
[بریتانیا]/ˈsensəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. انجام یک نظرسنجی آماری
n. سرشماری جمعیت، نظرسنجی جمعیت

عبارات و ترکیب‌ها

census register

ثبت‌نام سرشماری

census data

اطلاعات سرشماری

census bureau

اداره آمار نفوس و مسکن

population census

سرشماری جمعیت

census taker

مسئول سرشماری

جملات نمونه

the intricacies of a census form.

پیچیدگی‌های یک فرم سرشماری

take a census of...

سرشماری... انجام دهید

A census of population is taken every ten years.

سرشماری جمعیت هر ده سال یکبار انجام می شود.

the 1981 census enumerated 19,493,000 households living in the community.

سرشماری سال 1981، 19,493,000 خانوار در این منطقه را شمارش کرد.

AFTER the 1920 population census Congress failed for the only time in its history to reapportion the seats of the House of Representatives.

پس از سرشماری سال 1920، کنگره برای اولین و تنها بار در تاریخ خود نتوانست صندلی های مجلس نمایندگان را مجدداً تقسیم کند.

How will the reapportionment following the 2000 census affect the distribution of seats around the country and the partisan balance of Congress after the 2002 election?

تغییر توزیع صندلی ها پس از سرشماری سال 2000 چه تاثیری بر توزیع صندلی ها در سراسر کشور و توازن حزبی کنگره پس از انتخابات 2002 خواهد داشت؟

The census enumerated eighty-six persons over one hundred years old in this mountain area.

سرشماری هشتاد و شش نفر بالای صد سال را در این منطقه کوهستانی شمارش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید