first centile
ساعت اول
ninth centile
نهمین ساعت
median centile
ساعت میانه
seventy-fifth centile
هفتاد و پنجمین ساعت
eighty-fifth centile
هشتاد و پنجمین ساعت
ninetieth centile
نودمین ساعت
lower centile
ساعت پایین تر
upper centile
ساعت بالاتر
centile rank
رتبه ساعت
centile score
امتیاز ساعت
the child's height is in the 75th centile for their age group.
قد کودک در رتبه 75 برای گروه سنی آنها قرار دارد.
we need to analyze the centile scores for better understanding.
ما نیاز داریم تا نمرات رتبه را برای درک بهتر تجزیه و تحلیل کنیم.
her weight is below the 10th centile, indicating a potential issue.
وزن او زیر رتبه 10 است که نشان دهنده یک مشکل احتمالی است.
the centile charts help track children's growth patterns.
نمودارهای رتبه به ردیابی الگوهای رشد کودکان کمک می کنند.
he falls within the 50th centile for bmi.
او در رتبه 50 برای bmi قرار دارد.
the doctor explained the significance of the 90th centile.
پزشک اهمیت رتبه 90 را توضیح داد.
understanding centile distributions can aid in health assessments.
درک توزیع های رتبه می تواند به ارزیابی های بهداشتی کمک کند.
her test scores were above the 95th centile.
نمرات آزمون او بالاتر از رتبه 95 بود.
the centile ranking can vary significantly between populations.
رتبه بندی رتبه می تواند به طور قابل توجهی بین جمعیت ها متفاوت باشد.
using centile data, we can identify outliers in the study.
با استفاده از داده های رتبه، می توانیم موارد پرت در مطالعه را شناسایی کنیم.
first centile
ساعت اول
ninth centile
نهمین ساعت
median centile
ساعت میانه
seventy-fifth centile
هفتاد و پنجمین ساعت
eighty-fifth centile
هشتاد و پنجمین ساعت
ninetieth centile
نودمین ساعت
lower centile
ساعت پایین تر
upper centile
ساعت بالاتر
centile rank
رتبه ساعت
centile score
امتیاز ساعت
the child's height is in the 75th centile for their age group.
قد کودک در رتبه 75 برای گروه سنی آنها قرار دارد.
we need to analyze the centile scores for better understanding.
ما نیاز داریم تا نمرات رتبه را برای درک بهتر تجزیه و تحلیل کنیم.
her weight is below the 10th centile, indicating a potential issue.
وزن او زیر رتبه 10 است که نشان دهنده یک مشکل احتمالی است.
the centile charts help track children's growth patterns.
نمودارهای رتبه به ردیابی الگوهای رشد کودکان کمک می کنند.
he falls within the 50th centile for bmi.
او در رتبه 50 برای bmi قرار دارد.
the doctor explained the significance of the 90th centile.
پزشک اهمیت رتبه 90 را توضیح داد.
understanding centile distributions can aid in health assessments.
درک توزیع های رتبه می تواند به ارزیابی های بهداشتی کمک کند.
her test scores were above the 95th centile.
نمرات آزمون او بالاتر از رتبه 95 بود.
the centile ranking can vary significantly between populations.
رتبه بندی رتبه می تواند به طور قابل توجهی بین جمعیت ها متفاوت باشد.
using centile data, we can identify outliers in the study.
با استفاده از داده های رتبه، می توانیم موارد پرت در مطالعه را شناسایی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید