percentile

[ایالات متحده]/pəˈsɛntaɪl/
[بریتانیا]/pərˈsɛntaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از 100 قسمت مساوی که یک جمعیت می‌تواند به آن تقسیم شود؛ یک قسمت از صد
adj. مربوط به درصد یا درصدی

عبارات و ترکیب‌ها

top percentile

درصدک بالا

bottom percentile

درصدک پایین

percentile rank

رتبه صدک

percentile score

نمره صدک

fifty percentile

صدک پنجاه

ninety percentile

صدک نود

twenty percentile

صدک بیست

seventy percentile

صدک هفتاد

percentile distribution

توزیع صدک

percentile cutoff

نقطه برش صدک

جملات نمونه

the student's score was in the 90th percentile.

نمره دانش‌آموز در صدمک 90 قرار داشت.

she ranked in the top percentile of her class.

او در بین کلاس خود در صدر صدمک قرار گرفت.

the test results showed a significant increase in the 75th percentile.

نتایج آزمون افزایش قابل توجهی در صدمک 75 نشان داد.

he is in the 95th percentile for height among his peers.

او از نظر قد در بین همسالان خود در صدمک 95 قرار دارد.

they used percentile rankings to evaluate the students' performances.

آنها از رتبه‌بندی‌های صدمکی برای ارزیابی عملکرد دانش‌آموزان استفاده کردند.

the 50th percentile is considered the median score.

صدمک 50 به عنوان نمره میانه در نظر گرفته می‌شود.

understanding percentiles can help in data analysis.

درک صدمک‌ها می‌تواند به تجزیه و تحلیل داده‌ها کمک کند.

the report highlighted the 25th percentile as a benchmark.

گزارش صدمک 25 را به عنوان یک معیار برجسته کرد.

in health studies, the 90th percentile is often used to indicate obesity.

در مطالعات بهداشتی، اغلب از صدمک 90 برای نشان دادن چاقی استفاده می‌شود.

percentile scores are useful for comparing different groups.

نمرات صدمکی برای مقایسه گروه‌های مختلف مفید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید