centimo

[ایالات متحده]/sɛnˈtiːmoʊ/
[بریتانیا]/senˈtɪmoʊ/

ترجمه

n. واحد پولی معادل یک صدم پزو در چندین کشور اسپانیایی زبان.
Word Forms
جمعcentimoes

عبارات و ترکیب‌ها

one centimo

یک سنت

two centimos

دو سنت

five centimos

پنج سنت

ten centimos

ده سنت

centimo coin

سکه سنت

centimo value

ارزش سنت

centimo price

قیمت سنت

centimo note

یادداشت سنت

centimo exchange

تبادل سنت

centimo amount

مبلغ سنت

جملات نمونه

he found a centimo on the street.

او یک سنتیمو در خیابان پیدا کرد.

the price is just one centimo.

قیمت فقط یک سنتیمو است.

she saved every centimo she could.

او هر سنتیمویی که می‌توانست را پس انداز کرد.

it costs more than a centimo to produce this item.

برای تولید این محصول بیش از یک سنتیمو هزینه دارد.

he doesn't care about a single centimo.

او به یک سنتیمو هم اهمیت نمی‌دهد.

they charged me an extra centimo.

یک سنتیمو اضافی از من گرفتند.

every centimo counts when budgeting.

هنگام بودجه‌بندی، هر سنتیمویی مهم است.

she found a centimo in her pocket.

او یک سنتیمو در جیب خود پیدا کرد.

he didn't want to spend even a centimo.

او حتی نمی‌خواست یک سنتیمو خرج کند.

the machine only accepts coins of one centimo.

دستگاه فقط سکه‌های یک سنتیمو را قبول می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید