cere

[ایالات متحده]/sɪər/
[بریتانیا]/seer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشش یا غشای مومی
v. پوشاندن یا پیچیدن با موم
Word Forms
شکل سوم شخص مفردceres
جمعceres
صفت یا فعل حال استمراریcering
زمان گذشتهcered
قسمت سوم فعلcered

عبارات و ترکیب‌ها

cere bellum

مغز جنگ

cere cortex

قشر مغز

cerebral palsy

فلج مغزی

cerebral aneurysm

آneurysm مغزی

cerebral cortex

ناحیه قشری مغز

cerebral hemisphere

نیمکره مغزی

cerebrospinal fluid

مایع مغزی نخاعی

cerebral ischemia

ایسکمی مغزی

cerebral edema

ادم مغزی

cerebellar ataxia

بی‌حفظه‌ای سروبلوم

جملات نمونه

she was able to cere the importance of the project.

او توانست اهمیت پروژه را درک کند.

it's crucial to cere the implications of your decisions.

توجه به پیامدهای تصمیمات شما بسیار مهم است.

he needs to cere the rules before participating.

او باید قبل از شرکت قوانین را درک کند.

to succeed, you must cere the market trends.

برای موفقیت، شما باید روند بازار را درک کنید.

teachers should cere the needs of their students.

معلمین باید نیازهای دانش آموزان خود را درک کنند.

she could cere the tension in the room.

او می‌توانست تنش را در اتاق حس کند.

it’s important to cere the cultural differences.

توجه به تفاوت‌های فرهنگی مهم است.

he failed to cere the significance of the warning.

او نتوانست اهمیت هشدار را درک کند.

to be a good leader, one must cere the team's dynamics.

برای اینکه یک رهبر خوب باشید، باید پویایی گروه را درک کنید.

she can cere the underlying issues in the discussion.

او می‌تواند مسائل اساسی را در بحث درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید