cered heart
قلب سِرد
cered ground
زمین سِرد
cered soul
روح سِرد
cered skin
پوست سِرد
cered dreams
رویاهای سِرد
cered memories
خاطرات سِرد
cered love
عشق سِرد
cered trust
اعتماد سِرد
cered hopes
امیدهای سِرد
cered future
آینده سِرد
she was cered to meet her childhood friend.
او مشتاق دیدار دوست دوران کودکیاش بود.
he felt cered about the outcome of the project.
او در مورد نتیجه پروژه احساس اشتیاق میکرد.
the artist was cered when her work was displayed.
هنرمند وقتی که اثرش به نمایش گذاشته شد، احساس اشتیاق کرد.
they were cered to hear the good news.
آنها مشتاق شنیدن خبرهای خوب بودند.
she felt cered after winning the competition.
او بعد از برنده شدن در مسابقه احساس اشتیاق کرد.
he was cered about the changes in the company.
او در مورد تغییرات در شرکت احساس اشتیاق میکرد.
the children were cered during the holiday.
کودکان در طول تعطیلات احساس اشتیاق میکردند.
she was cered to start her new job.
او مشتاق شروع شغل جدیدش بود.
they were cered when they saw the beautiful scenery.
آنها وقتی مناظر زیبا را دیدند، احساس اشتیاق کردند.
he was cered to finally graduate from university.
او مشتاق فارغ التحصیل شدن از دانشگاه بود.
cered heart
قلب سِرد
cered ground
زمین سِرد
cered soul
روح سِرد
cered skin
پوست سِرد
cered dreams
رویاهای سِرد
cered memories
خاطرات سِرد
cered love
عشق سِرد
cered trust
اعتماد سِرد
cered hopes
امیدهای سِرد
cered future
آینده سِرد
she was cered to meet her childhood friend.
او مشتاق دیدار دوست دوران کودکیاش بود.
he felt cered about the outcome of the project.
او در مورد نتیجه پروژه احساس اشتیاق میکرد.
the artist was cered when her work was displayed.
هنرمند وقتی که اثرش به نمایش گذاشته شد، احساس اشتیاق کرد.
they were cered to hear the good news.
آنها مشتاق شنیدن خبرهای خوب بودند.
she felt cered after winning the competition.
او بعد از برنده شدن در مسابقه احساس اشتیاق کرد.
he was cered about the changes in the company.
او در مورد تغییرات در شرکت احساس اشتیاق میکرد.
the children were cered during the holiday.
کودکان در طول تعطیلات احساس اشتیاق میکردند.
she was cered to start her new job.
او مشتاق شروع شغل جدیدش بود.
they were cered when they saw the beautiful scenery.
آنها وقتی مناظر زیبا را دیدند، احساس اشتیاق کردند.
he was cered to finally graduate from university.
او مشتاق فارغ التحصیل شدن از دانشگاه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید