cered

[ایالات متحده]/ˈsɪ.rɛd/
[بریتانیا]/ˈsɪˌrɛd/

ترجمه

adj. پوشیده شده با موم، مانند یک کفن

عبارات و ترکیب‌ها

cered heart

قلب سِرد

cered ground

زمین سِرد

cered soul

روح سِرد

cered skin

پوست سِرد

cered dreams

رویاهای سِرد

cered memories

خاطرات سِرد

cered love

عشق سِرد

cered trust

اعتماد سِرد

cered hopes

امیدهای سِرد

cered future

آینده سِرد

جملات نمونه

she was cered to meet her childhood friend.

او مشتاق دیدار دوست دوران کودکی‌اش بود.

he felt cered about the outcome of the project.

او در مورد نتیجه پروژه احساس اشتیاق می‌کرد.

the artist was cered when her work was displayed.

هنرمند وقتی که اثرش به نمایش گذاشته شد، احساس اشتیاق کرد.

they were cered to hear the good news.

آنها مشتاق شنیدن خبرهای خوب بودند.

she felt cered after winning the competition.

او بعد از برنده شدن در مسابقه احساس اشتیاق کرد.

he was cered about the changes in the company.

او در مورد تغییرات در شرکت احساس اشتیاق می‌کرد.

the children were cered during the holiday.

کودکان در طول تعطیلات احساس اشتیاق می‌کردند.

she was cered to start her new job.

او مشتاق شروع شغل جدیدش بود.

they were cered when they saw the beautiful scenery.

آنها وقتی مناظر زیبا را دیدند، احساس اشتیاق کردند.

he was cered to finally graduate from university.

او مشتاق فارغ التحصیل شدن از دانشگاه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید