cesspit

[ایالات متحده]/'sespɪt/
[بریتانیا]/ˈsɛsˌpɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حفره‌ای برای دفع زباله، به‌ویژه فاضلاب یا زباله
شکل‌های واژه
جمعcesspits

جملات نمونه

the cesspit of iniquity

گودال شرارت

the affair threatened to be a cesspit of scandal.

این ماجرا تهدید به تبدیل شدن به یک باتلاق رسوایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید